دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که میدانی صدای غربت من را از احساسم تو میخوانی شدم از درد و تنهایی گلی پزمرده و غمگین ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی؟؟
روزی که مرا آفریدند گفتند::دوست بدار که دوست داشتن مایه ی افتخار انسان است حال که من با تمام وجود کسی را دوست دارم می گویند:: فراموشش کن
مشخصات عمومی استان
استان قزوین با مساحتی معادل 15821 کیلومتر مربع در حوزه مرکزی ایران بین 48 درجه و 4 دقیقه تا 50 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و 35 درجه 37 دقیقه تا 36 درجه و 45 دقیقه
عرض شمالی نسبت به خط استوا قرار دارد.
این استان از سمت شمال با استان های مازندران گیلان، از سمت غرب با استان های زنجان و همدان واز سمت جنوب با استان مرکزی و از سمت شرق به استان تهران محدود می باشد.
این استان در دامنه جنوبی رشته کوه های البرز واقع شده است که به دلیل دلشتن ارتفاعات متعدد و بارندگی های متوسط از نقاط متعدد کشور به شمار می آید.مرتفع ترین کوه های استان (سیاهلان،
کیجگین،سفید کوه و سیاه کوه) بوده که حداکثر ارتفاع در کوه های شمال سیاهلان 4175 متر از سطح دریا می باشد.
محدوده مرکزی و شرق استان را دشت تشکیل می دهد که شیب آن از شمال غرب به جنوب به جنوب شرق امتداد دارد و در پایین ترین نقطه 1130 نتر است. حداقل ارتفاع استان در شمال غربی
ودربخش طارم سفلی و در کناره های دریاچه های سفید رود با ارتفاع 300 متر از سطح دریا میباشد.
بر اساس آخرین وضعیت تقسیمات کشوری در پایان سال 81 استان قزوین دارای 4 شهرستان (قزوین، تاکستان، بویین زهرا و آبیک)، 20 شهر(قزوین، اقبالیه، محمدیه، الوند، محمود آباد نمونه، تاکستان،
اسفرورین، ضیا آباد، خرمدشت، آوج، بیدستان، ارداق، شال، دانسفهان، بوئین زهرا، رازمیان، معلم کلایه، آبگرم،آبیک، کوهین) و 18 بخش،44 دهستان و 1632 آبادی آن دارای سکنه 610 آبادی آن
خالی از سکنه است
.
شرایط اقلیمی
تنوع اقلیمی روستا و قابلیت های آبی و خاکی زمینه خوبی برای کشت انواع محصو لات گرمسیری در منطقه طارم سفلی و رودبار الموت و سایر محصولات سرد سیری را در مناطق دیگر استان فراهم
آورده است.کل اراضی قابل کشت استان حدود 470 هکتار می باشد. میزان مراتع استان حدود 950 هزار هکتار در قالب مراتع در جه 1و2و3 است. جنگل های استان در ارتفاعات 2 تا 3 هزار متری قرار دارند.
معرفی اجمالی شهرستان آبیک
موقعیت جغرافیایی شهرستان آبیک
-موقع ریاضی
شهرستان آبیک در شرق استان قزوین در مختصات 50 درجه و 30 دقیقه تا 50 درجه 41 دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبدا و 52 دقیقه و 36 درجه و 18 دقیقه عرض شمالی از خط استوا قرار
گرفته است. ارتفاع متوسط این شهرستان از سطح دریاهای آزاد حدود 1310 متر است. حداکثر ارتفاع در خط الراس ارتفاعات شمالی 3956 متر از سطح دزیا بالاتر است.
-موقع نسبی
شهرستان آبیک از سمت شمال و شمال غربی به شهرستان قزوین از جنوب و شرق به استان تهران از غرب و جنوب غربی به شهرستان بوئین زهرا محدود می شود. همچنین این شهرستان دارای 1541
کیلومتر مربع وسعت است که حدود 9/7 درصد از مساحت کل استان را شامل می شود. این شهرستان طبق آخرین تقسیمات کشوری در سال 1381 دارای یک شهر به نام آبیک است.
همچنین این شهرستان دارای دو بخش به نام های بخش مرکزی و بشاریات، 5 دهستان به نام های بشاریات غربی، بشاریات شرقی، دهستان زیاران، دهستان کوهپایه شرقی و دهستان کوهپایه غربی که
مجموعا دارای 110 آبادی دارای سکنه و 53 آبادی خالی از سکنه می باشد.
ویژگی های طبیعی شهرستان آبیک
نقشه توپوگرافی منطقه نشان می دهد که کوههای البرز جنوبیدر شمال و شمال غربی این شهرستان واقع شده استو و بلندترین منطقه آن در خط الراس ارتفاعات شمالی 3956 متر از سطح دریا بالاتر
استو موقعیت قرار گیری شهرستان آبیک در کوهپایه می باشد. رشته کوه های موجود در شمال منطقه شامل کوه های مرتفع با قله های مدور و متشکل از سنگ های آندزیت، توف و شیت با ارتفاعی
بین 3500 تا 4050 از سطح دریا و شیبی حدود 74 درصدی، دارای پوشش خاک کم عمق تا نیمه عمق می باشد.
ویژگی های اقلیمی روستا
عوامل اصلی در شکل دهی سیمای اقلیمی عامل ارتفاع، عرض جغرافیایی، منابع آب ها، سیستم های هواشناسی، پوشش گیاهی، کشاورزی و صنایع هستند که از میان عوامل فوق ارتفاع موثرترین
است.
براساس نقشه بیوکلیماتیک ایران تهیه شده برطبق روش آمبرژه این منطقه در آب و هوای خشک سرد واقع شده است. همچنین براساس روش تقسیم بندی اقلیمی کوپن آب و هوایی این منطقه را از نوع
BC یا آب و هوای نیمه خشک عرض های میانه می داند..
به طور کلی از ویژگی های این نوع تیپ اقالیم زمستان های کوتاه و سرد و خشک و تابستان های گرم و خشک می باشد. به عبارت دیگر اختلاف دمای سالانه که ناشی از موقعیت قاره ای است در
تابستان به دلیل توسعه و نفوذ هوای حاره بر روی زمین گرم و درحه حرارت را بالا می برد و از طرف دیکر در زمستان بر اث توده هوای قاره ای میزان باندگی محدود است.
باد
در روستا دو جریان باد وجود دارد جریان شمال که از شمال غرب در جهت جنوب شرق میوزد و به باد مه معروف است و جریان دیگر باد شره که از جنوب شرقی در جهت شمال غرب میوزد.اب های سطحی عمدتا در حوزهی ابریز جاری است
ریزش های جوی
ریزش بارندگی در روستا در مجموع مدیترانه ای است یعنی در طول فصول پاییز و زمستان بیش از 77 درصد بارندگی سالانه ریزش می نماید و در فصل خشک که از اواسط ادیبهشت تا
اوایل مهر ادامه دارد،کمتر از 5 درصد بارندگی سالانه نازل می گردد. در واقع با شروع فصل پاییز توده کم فشار حرارتی حاکم بر فلات ایران به عرض های جغرافیایی پاین تر رانده شده و فضای
مناسبی برای ورود جریانات جوی باران فراهم می گردد.
میانگین بارندگی روستا 3/ 215 میلیمتر است.حداکثر بارندگی در یک روز 5/ 39 میلیمتر است و حداکثر بارندگی در روستا در ماه اسفند حدود37 میلیمتر و حداقل آن در ماه
شهریوربا 0/9 میلیمتر می باشد.
منحنی نوسانات بارندگی در منطقه نشان میدهد که در همه ماه های سال باران نمی بارد. ولی بیش از 8 ماه از سال یعنی مهر تا اردیبهشت بارندگی وجود دارد. تابستان ها از خرداد تا شهریور خیلی
کم روزهای بارانی دیده می شود. بیشترین مقدار بارندگی در زمستان برابر با 2/77 میلیمتر که 4/ 34 درصد کل بارندگی را شامل می شود و کمترین میزان بارندگی مربوط به بارش تابستان است که
1/2 درصد بارندگی سالانه را شامل می گردد.
دما
درجه حرارت یا دما عبارت است از اندازه گیری انرژی گرمایی که در خاک و هوا قابل پخش می باشد.روستادر منطقه کوهپایه ای و در حوزه اقلیمی نیمه خشک واقع است.
بررسی های آمار درجه حرارت ایستگاههای منطقه در یک دوره سی ساله نشان می دهد که بین 8 تا 6 /22 درجه سانتیگراد و حداکثر دما در یک دوره سی ساله در مرداد ماه 41 و حداقل آن در فروردین ماه با 6- درجه سانتیگراد می باشد.
در سطح ایستگاههای مورد نظر اوج خیزش گرما مقارن با مرداد ماه و نهایت افت منطبق بر آذر ماه است. آذر ماه و مرداد ماه به ترتیب با ارقام 12- 5/ 35 – درجه سانتیگراد سردترین و گرمترین
ماه های سال را در بین ماه های مختلف سال در ایستگاه کلبماتولوژی روستا در سال 81 را به خود اختصا می دهد. از ویژگی های عمده حرارتی منطقه ،افزایش ناگهانی دما در اسفند ماه و کاهش سریع
آن در پاییز می باشد.اختلاف درجه حرارت بین زمستان و تابستان و همچنین بین شب و روز، زیاد می باشد و تغییرات آب و هواییاز فصلی به فصل دیگر سریعا انجام می شود.
رطوبت نسبی
در ایستگاههای باغ کرند و نیروگاه حداکثر رطوبت نسبی ارقام 85 و79 درصد مربوط به دی ماه است.
میانگین حداکثر و حداقل رطوبت نسبی به ترتیب 65 و 27 درصد و متوسط سالانه آن 48 درصد می باشد.
منابع آب
در روستا منابع آب زیرزمینی نقش مهمی در تامین آب مصرفی منطقه ایفا می کند. توسعه بهره برداری از منابع آب زیرزمینی از طریق قنوات و چاه های عمیق صورت می گیرد.همچنین
انشعابات متعددی از رودخانه سفیدرود قسمتی از آب آبیاری منطقه را تامین می کنند.
در روستا قنوات متعددی وجود دارد که در اثر عدم توجه بعضی از آن ها کاملا از بین رفته و از بقیه آن طور که شاید و باید استفاده نمی شود. البته در سال های اخیر کشاورزان با همکاری
جهاد سازندگی جهت لایروبی و احیاء قنواتفعالیت زیادی نموه و به تدریج از همه آن ها استفاده مطلوب به عمل خواهد آمد.
تعداد نسبتا زیادی چاه عمیق در ااضی روستا حفر شده که بیشتر آنها به نحو احسن استفاده می شود. آب اکثر این چاه ها کلا جهت استفاده زراعی مناسب است و بعضی آن ها از کیفیت پاایین
تری برخوردار هستند.همچنین مسیل های شمالی منطقه وهرز آب ها از منابع اصلی آب محسوب می شود.
آب و هوا
سیستم های آب و هوایی موثر در روستا عبارتند از سیستم غربی و مدیترانه ای که بیشترین عامل بارندگی د رروستا را تشکیل می دهد و سیستم پر فشار شمال که عامل سردی و رطوبت می باشد
شناسایی و تعیین حوزه نفوذ
موقعیت خاص جغرافیایی و عوامل اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی روستاهای یک منطقه باعث می شود که برخی از روستاهای اطراف از این امکانات استفاده نموده و خود یک روابط متقابل و
منظمی را بر اساس شرایط خاص به وجود آورند که این روابط می توانداقتصادی، اجتماعی، خدماتی یک حوزه ی جغرافیایی را تحت نفوذ خدماتی خود درآورد.
در واقع این روستا ها به عنوان مکان های مرکزی آن منطقه محسوب شده روستاهایی را تحت حوزه ی نفوذ خدماتی خود می گیرند.بنابراین در سلسله مراتب سکونتگاهی هر مکانی که دارای بیشترین
خدمات،جمعیت وموقعیت جغرافیایی و مرکیت مکانی باشد در سطح برتر قرار داشته و حیطه نفوذ بیشتری هم دارد و به ترتیب روستاها دارای امکانات خدماتی کمتر در سطح پایین تری قرار می گیرند
ودر واقع حوزهی نفوذ کمتری دارند ویا ممکن است به عنوان مکان جمعیتی مستقل یا وابسته درآیند.بنابراین در تعیین حوزه ینفوذ یک سکونتگاه روستایی، مجموعه ای از عوامل جغرافیایی(موقعیت
منطقه ای و مکانی)، اجتماعی(جمعیتی و تاریخی)، اقتصادی(سطح برخورداری از خدمات و نقش اقتصادی آن در منطقه)، عوامل اداری- سیاسی(مرکزیت ادرای)، تعداد جمعیت، واقع شدن در مسیر
ارتباطی دخالت دارند و نقش و عملکرد آن را به عنوان یک مکان مرکزی و مرکز خدماتی مشخص می نماید.
ممکن است در تعیین حوزه ی نفوذ همه ی این عوامل یک یا دو عامل از آن ها موثر باشند که به شرایط و موقعیت جغرافیایی آن بستگی دارد.و مجموعا موجب ایجاد حوزه ی نفوذ مستقیم و غیر مستقیم
برای یک مکان مرکزی شوند.ارتباطات بین روستاهای مرکزی و دیگر آبادی ها به صورت یک طرفه بلکه روستای حوزه ی نفوذ ضمن استقلال اقتصادی به دلیل صرفه جویی هایمقیاس و قابلیت های
جغرافیایی ناگزیرند که بعضی از نیاز های خود را از نزدیکترین مکان بالادست خود تامین نمایید.طبق مطالعات و بررسی های میدانی انجام شده روستای هزار جلفا به دلایل مختلف تاریخی و
جغرافیایی، برخورداری اندک از امکانات وخدمات، وجود مراکز پر جمعیت روستایی و شهر های اطراف خود نظیر خاکعی، زیباشهر، شهر آبیک وشهر قزوین فاقد حوزه ی نفوذ می باشد و هیچ
روستایی جهت تامین نیازهای خدماتی خود به این روستا مراجعه نمی کند.
امکانات موجود در روستا شامل برق، مسجد، مغازه خرده فروشی، دفتر مخابرات، ویک باب دبستان می باشد.
شناسایی روستا
معرفی روستا به لحاظ موقعیت جغرافیایی(کروکی)
روستای هزار جلفا طبق آخرین تقسیمات سیاسی- اداری کشور (1382) در دهستان بشاریات غربی از بخش بشاریات و شهرستان آبیک، در استان قزوین واقع گردیده است که از سمت شمال با شرکت
جلفا واز جهت جنوب با به اراضی روستای ابراهیم آباد، اسلام آباد و عبدل آباد و از جهت شرق به اراضی خاکعلی واز غرب به مرغداری ایران و آلمان محدود می شود.
این روس در طول جغرافیایی 50 درجه و تا 50 درجه و 15 دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبدا و 36 درجه تا 36 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی از خط استوا قرار گرفته. متوسط ارتفاع از
سطح دریاهای آزاد حدود 1360 متر می باشد.
ویژگی های طبیعی
ویژگی های طبیعی روستای هزار جلفا در محدوده ی جغرافیایی شرق قزوین و غرب شهرستان آبیک مورد بررسی قرار می گیرد. شهرستان آبیک در حوزه ی آبریزی جنوب البرز واقع شده و شامل
دو ناحیه ی کوهپایه ای و دشت می باشد.روستای هزار جلفا در قسمت دشت شهرستان آبیک استقرار یافته است. از نظر زمین شناسی محدوده ی مورد مطالعه دارای تشکیلات مربوط به دوران دوم
زمین شناسی است.
این روستا از جهت شمال که به اراضی مرغداری ایران و آلمان محدود است از جنوب به به اراضی اسلام آباد، غرب به اراضی خاکعلی و از جهت شق به ابراهیم آباد و عبدل تپه محدود می شود.
از نظر آب و هوایی محدوده ی مورد مطالعه تحت تاثیر جریان ها یمختلف اقلیمی می باشد. بطوریکه سیستم غربی و مدیترانه ای که بیشترین عامل بارندگی در روستا می باشد تشکیل می دهد و سیستم
پر فشار شمالی که عامل سردی و رطوبت می باشد بر این روستا تاثیر می گذارد. میزان متوسط بارندگی بر اساس آمار و ادههای ایستگاه های منطقه 3 /215 میلیمتر می باشد.حد اکثر دما در یک
دوره ی سی ساله در مرداد ماه بوده که برابر 41 در جه سانتیگراد می باشد و حداقل دما در فروردین ماه با 6- درجه ی سانتیگراد و متوسط دمه در این دوره ی سی ساله بین 8 تا 6 /32 درجه ی
سانتیگراد متغیر می باشد. متوسط رطوبت 56 درصد و حداکثر روزهای یخبندان 99 روز در سال می باشد.
منابع آب
منابع آب کشاورزی
آب کشاورزی روستای هزار جلفا از طریق آب های سطحی و زیرزمینی منطقه تامین می شود که عبارت است از 3 منبع، طرح کانال آبیاری، چاه های عمیق و نیمه عمیق و چشمه می باشد.کانال
آبیاری که تا یک ماه اول سال آبدهی دارد، از جهت شمال به جنوب در جریان می باشد و سه حلقه چاه عمیق با آب دهی 50 لیتر در ثانیه، آب مورد نیاز کشاورزی و زراعت روستا را تامین می
نماید.در دهه های اخیر زوستای هزار جلفا دارای منابع آب غنی و ذخیره های زیرزمینی بالایی بوده است که با گسترش و ایجاد واحد های صنعتی و گاوداری های اطراف و خشکسالی های چند سال
اخیر، منابع آب روستا تا سطح قابل توجهی پایین آمده است. میزان آب منابع ذکر شده با توجه به شرایط آب و هوایی وبارش های سالانه، نوساناتی دارد.
منابع آب آشامیدنی روستا
آب آشامیدنی روستا در قدیم توسط منبع هوایی که در حدود سی سال پیش ساخته شده بود، تامین می شده که غیر بهداشتی و بدون کنتور بوده است. در حدود یک سال پیش یک حلقه چاه عمیق جهت آب
آشامیدنی حفر شده که توسط یک منبع هوایی به آب لوله کشی روستا تزریق میشود و بهداشتی می باشد و همه واحدهای مسکونی عمومی کنتور آب دارند.
-پوشش گیاهی
زراعت
يكي از عمده ترين فعاليت هاي كشاورزي روستاي هزار جلفا مربوط به قسمت زراعت است.اين روستا داراي منابع آب و خاك نسبتا مرغوبي است. بر اساس آمار موجود تقريبا 60 هكتار زمين مرغوب
كشاورزي در اين روستا وجود دارد كه معمولا كل اين اراضي در طي سال به زير كشت مي رود. تعداد خانوار صاحب نسق 25 خانوار مي باشد كه در حال حاضر نزديك 120 خانوار بهره بردار
كشاورزي در اين روستا وجود دارد.
مهم ترين محصولات زراعي روستا به ترتيب اهميت و سطح بالاي زير كشت عبارتند از :250 هكتار گندم،150-100 هكتار يونجه، 4 هكتار صيفي جات و 100 هكتار ذرت كشت مي گردد. در صورت
حفظ منابع آب بخش زراعت روستا داراي پتانسيل هاي بسيار قوي اقتصادي مي باشد. ملاحظه ميشود كه قابليت هاي توليدي روستا در اين بخش بسيار بالاست و نقش پر اهميتي در اقتصاد روستا دارد.
بيشتر اين اراضي به زير كشت آبي مي رود.
منابع آب كشاورزي روستا از سه حلقه چاه عميق آبدهي 50 ليتر در ثانيه و كانال طرح آبياري كه حدود دو ماه از فصل بهار قابل استفاده مي باشد، تامين ميگردد.خدمات پشتيباني كشاورزي روستا عبارت
است از : 15 دستگاه تراكتور ، يك دستگاه پرس و برداشت يونجه، 2 كمباين، 10 تريلر و 12 سمپاش مي باشد و كمبود ماشين آلات كشاورزي به صورت اجاره اي از نقاط اطراف تامين مي گردد.
اين روستا در زمينه ي خدمات پشتيباني كشاورزي فاقد انبار عمومي محصول، ترويج كشاورزي و سردخانه و ... مي باشد و محل فروش محصولات كشاورزي به ترتيب شهر هاي آبيك و قزوين مي باشد.
-باغداري
پوشش گیاهی
از كل اراضي زير كشت روستا در مجموع 4-2 هكتار به زير كشت انواع درختان ميوه رفته است. محصولات باغي روستا به ترتيب عبارت است از :انگور، انجير و گردو كه ميزان توليد آن پايين مي
باشد و مقدار كمي از مازاد آن به بازار اطراف صادر مي شود.
-دامداري
يكي ديگر از فعاليت هاي مربوط به بخش كشاورزي روستا، دامداري مي باشد.كه آن هم به صورت نيمه صنعتي و سنتي است.تعداد دام هاي موجود در روستا
حیوانات
450 راس مي باشد كه شامل 105 راس
گوسفند 100 راس بز و 200 راس گاو و گوساله مي باشد.طيور بومي روستا نيز 350 قطعه است.
از فعاليت هاي ديگر مربوط به دامداري، چوبداري است كه چوبداران به صورت عمده و خرده فروشي به خريد فروش دام مشغول هستند.
خدمات
جمع شاغلين در بخش خدمات 50 نفر مي باشدكه در بخش خدمات اداري، آموزشي، خرده فروشي، حمل و نقل و... فعال هستند.
در مجموع 7/31 درصد از شاغلين روستا در بخش خدمات فعال هستند.
شناخت و تعيين نحوه كاربري اراضي و سرانه ها (وضع موجود)
سطح وسرانه كاربري هاي اراضي روستا در محدوده بافت هيات سه نفره كه بر روي نقشه منعكس شده محاسبه شده است. مساحت كل بافت روستا در وضع موجود غالب بر 32 هكتار مي باشد.سطح، سرانه ي كاربري اراضي روستاي هزار جلفا به شرح زير است كه كاربري هاي خارج از آن در محاسبه ي سرانه دخالت نداشته است.
كاربري مسكوني
كاربري مسكوني بيشترين سطح بافت روستا را به خود اختصاص داه است.سطح كل اين كاربري 158886 متر مربع با سراننه ي 3/184 متر مربع مي باشد و 3/49 درصد كاربري ها را به خود اختصاص داده است.
تعداد واحد هاي مسكوني و خدماتي روستا در وضع موجود 246 واحد است.ميانگين مساحت قطعات مسكوني 300 متر مربع و مينگين خانوار (فقط ايراني) در هر واحد مسكوني .04/1 خانوار و ميانگين نفر در هر واحد مسكوني نيز 58/3 نفر مي باشد.علاوه بر خانوار ايراني تعداد 5 خانوار افغاني نيز در اين روستا ساكن مي باشد.
-تاریخچه روستا
روستا در سال 1300 شکل گرفت. به دلیل وجود چشمه ها و آب فراوان به آن هزار بندر یا هزارجلفا می گویند.
-مدیریت روستا
مالک کدخدا شورا سه عضو اصلی
دو عضو الالبدل
محله بندی
در روستای هزارجلفا یک محله جود دارد که صرفا یک نام گذاری عرفی است و فاقد یک عنصر شاخص کالبدی و خدماتی می باشد. به جهت این که وسعت روستا زیاد نیست.
تاسیسات برق روستا
برق روستا از شبکه سراسری تامین میگردد.بهای برق مصرفی بر اساس تعرفه شهری از کنتورنایی که در هر واحد مسکونی نصب گردیده، دریافت می گردد.
سیستم فاضلاب عمومی
فاضلاب توالت و دستشویی توسط چاه های جاذب دفع می گردد.آب های سطحی روستا به وسیله کانال ها و جوی ها که به وسیله اهالی به صورت روباز و متناسب با شیب عمومی روستا درست شده است دفع می شود. زباله ها توسط اهالی روستا سوزانده ویا به اطراف روستا ریخته می شوند.
سوخت
روستای هزارجلفا از روستا های استان قزوین می باشد که سوخت آن توسط سیستم گاز کشی سراسری تامین می شود.
صنایع دستی
گرچه شغل اصلي اهالي شرق قزوين كشاورزي و دامداري بود اما نبايد فراموش شود كه هنرها، صنايع و پيشههاي متعددي در اين روستاها رايج بوده است.
به بيان ديگر هر روستا يا مجموعي از چند روستا، واحدهاي مستقلي از زيستگاههاي انساني بودند كه غير از غله، حبوبات، گوشت و لبنيات، نيازهاي صنعتي- هنري خود را به طور مستقل مرتفع
ميكردند. اين شيوه زندگي گرچه دشواريهاي خاص خود را داشت اما وابستگي اهالي منطقه به بيگانگان و ممالك غير اسلامي را موجب نميگرديد.
در اوج رژيم طاغوتي وابسته، جبار و پهلوي، در دهه 1340، ساخت زندگي اقتصادي، معيشتي و حتي فرهنگي و هنري شرق قزوين دچار بحران هاي عميقي شد.
با اجراي فرامين ديكته شده از سوي آمريكا بر اساس برنامههائي چون اصل 4 ترومن، قرباني كردن شيوه اداره روستاها زير تيغ به ظاهر زيباي اصلاحات ارضي، مسلط كردن مهندسان و كارشناسان
صهيونيست و اسرائيلي به باغداري و كشاورزي منطقه، به عنوان ميراث غمبار اين رژيم باقي ماند و آثار و تبعات ناگوار آن هنوز بر زيست اهالي منطقه سنگيني مي كند.
متاسفانه با فرار بي محابا و ناهوشيارانه از زيست كهن و مشاغل سنتي و گشودن ناآگاهانه آغوش جامعه به زندگي صنعتي موجب گرديد نه تنها بسياري از پيشههاي از بين برود و موجهاي پي درپي
بيكاري، وابستگي و... را پديد آورد بلكه در اموري كه خاص زندگي روستائي است مانند كشاورزي و دامپروري نيز كشور به بيگانگان وابسته گرديد.
پيشههاي درآمدزا و كهن
درهزارجلفا و روستاهاي اطراف مانند همه جاي ايران زمين، پيشهها و هنرهائي رايج بود و پيشه وران با اشتغال به آن ضمن كسب معيشت نيازهاي صنعتي، فني منطقه را تامين ميكردند و ذوق و
سليقه خويش را براي برانگيختن بهجت روحاني اطرافيان به كار ميبستند.
از صنايع رايج در اين منطقه كه متاسفانه برخي از آنها به فراموشي سپرده شده است، دوک ريسي، نمد مالي، نجاري و خراطي، شالبافي، جاجيم بافي، خورجين بافي، پلاس بافي، گلدوزي، آهنگري،
سنگتراشي، مسگري، دلو دوزي و دولچه دوزي، خيگ دوزي، صابون پزي ، نمد مالي، سوزن دوزي، گلدوزي، خياطي، بند بافي و ريسمان تابي، لحاف دوزي، حلبي سازي و لحيم گري، حصير بافي،
خشت زني، شال بافي و ... بود.
برخي از اين هنرها و صنايع، پيشههائي مردانه بود و بعضي از مشغوليتهاي زنان و دختران به حساب ميآمد. نكته قابل توجه اينكه بانوان اين نواحي هنوز برخي از اين صنايع دستي و هنرها را پاس
ميدارند و بدانها مشغول هستند و توانستهاند مشاغلي مانند فرشبافي، گلدوزي، قلاببافي و... را ايجاد يا احياء كنند. ولي اغلب هنرها و صنايع مردانه به ديارفراموشي سپرده شده است.
شيوه پرداخت دستمزد به شاغلان اين مشاغل جالب توجه بود. اغلب پيشهوراني كه اهل روستا و ساكن در آن بودند، از رعايات سهميه سالانه گندم و ديگر محصولات را ميگرفتند ولي پيشهوراني كه به
صورت نوبه اي و دوره اي به حصار خروان ميآمدند، مزد خود را به صورت وجه نقد و يا نان، لبنيات، حبوبات، تخم مرغ و... ميگرفتند.
اين مقاله به معرفي برخي از اين صنايع، هنرها و پيشهها مي پردازد، در آينده با تكميل تحقيقات و پژوهشهائي در اين خصوص به معرفي مشاغل و پيشه هاي ديگر حصار خروان خواهيم پرداخت.
صنايع چوبي و حصيري
صنايع چوبي و حصيري در حصار خروان، تا اندك زماني پيش به حيات خود ادامه مي داد ولي در دهه اخير تا حدودي به فراموشي سپرده شده است.
خراطي و چوببري: از پيشههاي رايج در هزارجلفا، صنايع چوبي بود كه پاسخگوي نيازهاي كشاورزان، خانوادهها و... بود. مرحوم سيد ميرعظيم سيدحسيني و فرزندانش كه هماينك همگي به
رحمتخدا رفتهاند در هزارجلفا به اين امر اشتغال داشتند. از توليدات آنها، ابزار مكمل براي گاوآهن، خرمنكوب و... ساخت درب و پنجره، كمد، ميز و نيكمت، پارو، دسته بيل، كلنگ و...و همچنين
آثار هنري و تزئيني مانند رحل و جعبههاي قرآن، دربهاي تزئيني دولاب و... بود.
زنبيل، حصير و...: تا همين دو دهه پيش آثاري از زنبيلبافي، حصير بافي و... در هزارجلفا باقي بود. مرحوم لطيف اسدي و همسرش به بافت "پشته سبد"
، سبدبافي و... اهتمام داشتند. يك خانواده مهاجر كه طي دههاي نخست سده اخير در ماههاي تابستان از گيلان به هزارجلفا ميآمدند نيز به بافت
سبد و حصير اقدام ميكردند.
همچنين در سده گذشته بافت بادبزن، ساخت ترازوي زنبيلي(قاپان)، كلاه حصرير، جارو بندي و... نيز در هزارجلفا رايج بوده است.
سازه
سیزده بدر
در روز سیزده بدر، مردم به دامان طبیعت پناه می برند. به هنگام ناهار، معمولاً چندین خانواده یک سفره بزرگ می گسترانند و غذاهایی را که هر یک از منزل آورده اند را در آن می چینند. پس از خوردن ناهار، به سرگرمی و بازی می پردازند و نیز رسم بر این است تا هر کس به کنار رود برود و هفت سنگ کوچک را به نیت رفع و دفع هفت بلا و بیماری به داخل آب پرتاب کند و دوشیزگان برای گشایش بخت خود سبزه ها را گره بزنند و این شعر را زمزمه کنند:
سیزده بدر / سال دگر
خانه شوهر / بچه بغل
در پایان، سبزه های خود را در آب می اندازند و به خانه های خود باز می گردند.
جشن انار
مردم بخش «تارم» در اواخر شهریور یا اوایل مهرماه، در یک روز معین که از پیش تعیین می شود، دسته جمعی به مزارع انار می روند و با نواختن دایره یا سرنا و دهل، شروع به چیدن انار می کنند. تا قبل از این روز کسی حق ندارد اناری بچیند.
جشن فندق
فندق یکی از محصولاتی است که هم جنبه صنعتی و هم مصرف خوراکی دارد. «رودبار شهرستان» از جمله مناطقی است که بیشتر به کشت فندق اختصاص دارد. در بسیاری از روستاهای این ناحیه، در اواسط مرداد ماه جشن فندق برپا می کنند. در این روز، اهالی روستاها مانند جشن انار چینی همه با هم به مزارع می روند. در ابتدا شخصی به خواندن اشعاری - بیشتر به صورت بداهه - می پردازد و دیگران اشعار او را تکرار می کنند. سپس همه شروع به چیدن فندق می کنند. دوشیزگانی که نامزد شده اند، برای همسران خود از هسته فندق گردنبند درست می کنند؛ آنها زمانی که هسته هنوز خشک نشده، هسته ها را با سوزن سوراخ کرده و نخ از آن می گذرانند و در پایان دو سر نخ را به هم گره می زنند. این گردنبند را «گلوانه» می نامند و آن را در فصل زمستان به شوهرانشان هدیه می دهند.
نوروزی خوانی
نوروزی خوانی یکی از مراسم مربوط به روزهای پایانی سال است و در واقع جزیی از مراسم استقبال نوروز به شمار می رود. نوروزی خوان ها بیشتر از اهالی روستاهای منطقه «الموت» و «طالقان» هستند. آنها در دسته های دو تا چهار نفره، در کوچه و خیابان به راه می افتند و با خواندن اشعار کوتاه و گاه بلند، طلیعه سال نو را به مردم مژده می دهند. معمولاً یک یا دو نفر بیتی را می خوانند و بیت یا دو بیت دیگر را، دو نفر دیگر پاسخ می دهند.
مانند:
اولی: نوروز نو سال باشد شما را امسال باشد مبارک، مبارک
دومی: ای خانم باجی بلا نبینی واسه مان بیار نقل و شیرینی
اولی: نوروز نو سال باشد شما را امسال باشد مبارک، مبارک
دومی: ای خانم باجی از ما نرنجی بیار برای ما نان برنجی
اولی: ای حاج آقای سر به سر خدا داده پنج تا پسر
دومی: همه را کنی تو داماد ما بگوییم مبارک باد
ساکنان منازل نیز با شنیدن صدای نوروزی خوان ها به استقبال آنها رفته و با دادن پول و شیرینی از آنان پذیرایی می کنند.
پوشاك مردان
استفاده از كلاه در گذشته بين مردان بسيار متدوال بود و هر شخص به فراخور شغل و نيز وضعيت اقتصادي خود از يك نوع كلاه استفاده مي كرد. پيراهن ها معمولاً به رنگ سفيد و ساده و دكمه يقه آن برشانه چپ بسته مي شد و در ميان سينه چپ، از شانه تا زير سينه، چاكي داشت. پس از آن پيراهن هايي با يقه هاي بلند به نام يقه «قزاقي» متداول شد و سپس يقه «ملايي» جاي آن را گرفت. يكي ديگر از تن پوش هاي مردان قزويني «ارخالق» بود. ارخالق پيراهن جلو باز بسيار بلندي بود كه تا انتهاي پا مي رسيد و يقه آن ايستاده بود. در ناحيه كمر تنگ و دامن آن بسيار گشاد بود و در دو پهلو، دو چاك بلند تا كمر داشت. شلوار افراد كم درآمد، از جنس كرباس و به رنگ آبي يا مشكي بود. اين شلوارها بلند و گشاد و در ليفه آن بند بود. بند تنبان از نخ پنبه بافته ميشد . اشخاص اعيان شلوارهاي دكمه دار مي پوشيدند. پاپوش اغلب مردان در گذشته گيوه بود. اين گيوه ها «جوراب» و «آجيده» ناميده مي شد و در فصل تابستان مورد استفاده قرار مي گرفت. اشخاص اعيان گيوه هاي بسيار ظريف و مرغوب تري مي پوشيدند كه به گيوه «ملكي» معروق بود. ساير پوشش هاي مورد استفاده مردان اين استان عبارت بود از : سرداري، عبا، چوقا، پوستين جليقه، پوستين آستين دار، كوهَنَگ كوله جُد، قدك، دون، قباي مرادبيگي و ...
پوشاك زنان
در گذشته زنان قزويني زير پيراهن خود «شليته» مي پوشيدند، به طوري كه شليته به اندازه يك وجب و يا حتي كمتر از دامن آنها بيرون مي آمد. جنس پارچه آن اغلب ململ، چيت يا كرباس بود و در انواع ساده، گل دار و يا مشكي انتخاب مي شد . جوانان اغلب روي شليته هاي خود را با نخ هاي رنگي گلدزي مي گردند. شليته گلدار جوانان داراي سجاف پهن بود. برخي ديگر از شليته ها به جاي سجاف ليفه داشت. شليته ليفه دار از پارچه ضخيم و سنگين مانند مخمل، ترمه، تافته ابريشمي و ... دوخته مي شد. معمولاً قسمت پايين شليته را با دست دوخته و آن را به حالت تزييني در مي آوردند كه به آن «دالبر» و «دندان موشي» مي گفتند. «يل» يا «نيم تنه» قزويني كه حدوداً صد سال پيش در بين اعيان متدوال بود، از پارچه ترمه با آستري از پارچه تافته كرم رنگ تهيه مي شد. در قسمت جلوي آن هجده دكمه فلزي پي در پي مي دوختند. زنان در زير شليته هاي خود شلوارهاي مشكي مي پوشيدند، دمپاي اين شلوارها تنگ و بالاي آن گشاد بود و آنها را با بندتنبان مي بستند. پاپوش زنان نيز به فراخور وضع مالي خانواده، داراي انواع مختلف بود. در تابستان گيوه هاي ظريف مي پوشيدند. زنان اعيان نيز از كفش هاي چرمي مدل روز استفاده مي كردند. ساير پوشش هاي مورد استفاده زنان اين منطقه عبارت بود از : كويينگ، جومه، كراس، شگ، كول چوقا، قرقره تمبون، اوزون تنبون و ...
مشخصات رفتاری
با محبت ، خونگرم ، مهمان نواز
دین:اسلام و مذهب شیعه
زبان:فارسیو ترکی
مصالح
مصالح بومی ومحلی نظیر سنگو چوب و خشت که با شرایط اقلیمی سازگار است و هم با صرفه اقتصادی و در حال حاضر سنگ،آجر و چوب
سیستم سازه
سیستم سازه ای متشکل از یک محور اصلی ومحور های متقاطع شطرنجی در دو جهت می باشد محور اصلی به طرف مهمترین فضای داخلی بنا و محور های فرعی در جهت فضاهایی است که بنا را محصور میکند
|
باغ های مشهور ایران را بیشتر بشناسیم |
باغ نیاوران (مجموعه فرهنگی- تاریخی) تهران
باغ دولت آباد یزد با مساحتی بالغ بر 40000 متر مربع از مشهورترین و زیباترین باغهای شهر یزد محسوب میشود. ورودی اصلی باغ در ضلع غربی آن و به سمت بلوار دولت آباد گشوده میشود، ورودی كه هم اكنون مورد استفاده عموم قرار دارد در ضلع جنوبی باغ در كنار رودخانه خشك واقع گردیده است. علاوه بر آن درِ دیگری به خیابان انقلاب راه دارد كه در سمت شمالی مجموعه واقع شده است.
باغ فین کاشان
|
|
ساختمان جديد كتابخانه ملي ايران واقع در تپههاي عباس آباد تهران در آستانهي افتتاح قرار گرفته است. اين مساله بهانهاي شد تا به نقد پروژهاي مطرح در سطح ملي بپردازيم. داستان تحولات صورت گرفته در روند طراحي تا اجراي اين پروژه هم تا حدي مشابه تحولات ساختمان جديد مجلس شوراي اسلامي است كه در مقاله ی دیگری مورد نقد قرار گرفت.3
" تدارك برگزاري مسابقه کتابخانه ملي پهلوي از سال 1352 با مطالعات و بررسيهاي مقدماتي آغاز شد. گروههاي اعزامي كتابخانه از 125 كتابخانهي مهم دنيا بازديد كردند و تبادل نظرهاي لازم با سازمان جهاني يونسكو و فدراسيون بين المللي انجمن هاي كتابداران و بيش از يكصد انجمن و سازمان كتابداري كشورهاي مختلف جهان صورت گرفت. سال 1354 برنامه ريزي 3 هزار صفحهاي كتابخانه ملي پهلوي توسط گروه يكصد نفري از كارشناسان برجستهي ايراني و بين المللي تهيه شد و در سال 1355 تدارك برگزاري مسابقه بين المللي براي آن كتابخانه آغاز شد و به سرپرستي كتابخانه پهلوي و اتحاديه بين المللي آرشيتكتها، هيات داوران بين المللي انتخاب شدند و خبر مسابقه در مقياس جهاني اعلام شد.
در سال 1356 با نام نويسي 3 هزار و 56 معمار از 87 كشور، كار مسابهق ادامه يافت و تا اول بهمن ماه 1356 تعداد 618 طرح از معماراني كه نام نويسي كرده بودند به دفتركتابخانه پهلوي تحويل داده شد.
سپس هيات بين المللي داوري مسابقه كه مركب از 9 معمار ( نادر اردلان،ايران- چارلزكوره آ، هند- فوميهيكو ماكي، ژاپن- ايو مينگ پي، چين- جيانكارلو دكارلو، ايتاليا- تدور دانت، انگلستان- پدرو راميدز، مكزيك و …) و 5 كارشناس كتابداري بودند، از تاريخ يكم تا يازدهم سال 1356 به بررسي پروژهها پرداختند و طي چند مرحله داوري، طرح برتر مسابقه مشخص شد."4
برنده اول مسابقه،گروه معماري و مهندسي فن گركان، مارك و شركا 5 از جمهوري فدرال آلمان بودند كه مبلغ 50 هزاردلاري جايزه اول را دريافت كردند. طرح آنها از يك «ساختمان بسيار متراكم به فرم “U” كه به طرف جنوب باز ميشد، تشكيل شده بود و با ادامه فيزيكي ميدان شده و ملت به داخل زمين، كتابخانه حالتي دعوت كننده به خود ميگرفت و مراجعه كننده را وارد محدوده كتابخانه ميكرد. فضاهاي مطالعه به طور پلهاي در دو ضلع “U” و در دو طرف ميدان مركزي با استفاده از فرم خرپايي سقف، نور ميگرفتند. همچنين مطالعات وسيعي پيرامون هماهنگي طرح با وضعيت آب و هواي ايران انجام شده بود."6
مهمترين نقدي كه در همان زمان بر اين مسابقه و طرح برگزيده وارد شد، اين بود كه در برنامهي طرح به مسايل فني و عملكردي بسيار اهميت داده شده است و حتي جيانكارلو دكارلو (يكي از داوران مسابقه) در همان زمان به "خطرهاي ناشي از عمده شدن نظريات تخصصي مربوط به عملكرد بنا و سنگين شدن وزن كميته فني در داوري اشاره كرده بود."7
پس از انقلا ب1357 ايران، تا مدتها اين طرح به فراموشي سپرده شد تا بالاخره در سال 1373 سازمان مجري ساختمان ها و تاسيسات دولتي و عمومي وزارت مسكن و شهرسازي، طرح كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران را مجدداً به مسابقهي محدود و داخلي گذاشت و از پنج مشاور مورد نظر خود دعوت كرد تا در اين مسابقه شركت كنند. هيات داوران متشكل از
" محمد بهشتي، مهدي چمران، باقر آيت اله زاده شيرازي، سراج الدين كازروني، محمد حسن مومني، هادي نديمي و سيدرضا هاشمي» از تاريخ 21 دي 1373 كار خود را آغاز كردند و سرانجانم پس از يك زمان طولاني در تاريخ 7 مرداد 1374 برنده اول مسابقه را اعلام كرده و در مورد رتبهبندي چهار طرح ديگر نظري اعلام نكردند. طرح منتخب هيات داوران، طرح مهندسان مشاور پيرراز به سرپرستي روانشاد يوسف شريعت زاده8 بود، كه موضوع اصلي نقد اين مقاله هم ميباشد.
شركت مهندسان مشاور پيرراز در معرفي پروژه كتابخانه ملي نوشته است:
"در طرح ساختمان كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران مهمترين ضابطه آن است كه طرح، مناسب كتابخانه ملي با تمامي عملكردهاي متنوع و پيچيده و تغيير يابنده ی آن باشد… و اقتصادي بودن طرح، هم در مرحله ساخت و هم در مرحله بهرهبرداري، انساني و جذاب بودن محيط و آرامش بخشي آن در بنايي بسيار بزرگ، رفاقت با محيط و استفاده از عوامل محيطي براي حصول به عملكرد مطلوب مورد نظر است."9
"در طرح كتابخانه ملي تمهيد اصلي برخورد ارگانيك با بنا و طبقات آن بود. هر طبقه از طبقه فوقاني در جستجوي نور مناسب براي خود و راه دادن به طبقات ديگر براي نورگيري شكل گرفت. به اين ترتيب شكل خارجي بنا به شكل زيگوراتي نه چندان منظم در آمده كه هم سابقه درمعماري پيشينيان ما دارد و هم با شيب نامتوازن و غيرقرينهي تپههاي اطراف زمين هماهنگ است. در داخل هم ارتفاع سقف در طبقات، ضمن راه دادن به نورو تامين نور مناسب و يكنواخت براي ميزهاي كار و مطالعه، سايه روشن هاي متنوع و بديع بر روي سقفها و ستونها و ديوارها پديد ميآورد كه به فضاها حالتي روحاني ميبخشد."10
سازهي پروژه هم داراي ويژگيهاي خاصي است. مشاور طرح در مورد سازه پروژه گفته است:
"كتابخانه ملي از لحاظ سازه، مشابه ساختمانهاي صنعتي است و بار زندهي فضاها از 600 تا 1500 كيلوگرم بر متر مربع (4 تا 10 برابر ساختمان هاي عادي اداري) نوسان دارد. اين بار ثابت نيست و بايد امكان جابهجا شدن و تمركز آن در نقاط مختلف بنا فراهم آيد. زلزله خيزي منطقه و نزديكي زمين به گسل هم بر پيچيدگي و حساسيت امر ميافزايد.
محاسبات نشان ميدهد كه از نظر اقتصادي، مناسبترين دهانه براي چنين باري، دهانههاي بين 6 تا 8 متري و از جنبهي نيازهاي خاص كتابخانه، دهانههاي 10/8 متري نزديكترين دهانه به دامنه ذكر شده است. از اين رو، براي تامين انعطاف در سطح كل بنا، انگارهي منظمي از ستونهايي با دهانهي 10/8 متري مناسب تشخيص داده شد. ... ضرباهنگ منظم ستون ها در معماري غرب سابقه ندارد، اما داراي سابقههاي بسياري در معماري اين سرزمين است (از تالار صد ستون گرفته تا مسجد جامع اصفهان)… سرستونهاي قارچي عريض، هم پاسخگوي مسالهي بار هستند و هم در ارتفاع خود امكان عبور كانالهاي هوا و كابل و كتاببرها را ميدهند. همچنين دهانهها كه به سبب سرستونهاي قارچي به صورت طاقي در ميآيند،منظر آشنا و مانوس اين سرزمين را به وجود ميآورند." 11
اما يكي ديگر از مسايل مهم در اين پروژه، شكوفايي عنصر مديريت در روند اجراي آن است كه به نظر ميرسد دو عامل در موفقيت اجراي اين پروژه دست داشته است. عامل اول عدم استفاده از روش متعارف قيمتگذاري، مبتني بر فهرست بهاي پايه است. "روش قيمت گذاري مبتني بر فهرست بهاي پايه، با تعديلها و زمانهاي پرداخت غيرقابل پيشبيني، عملاً باعث حذف «عامل زمان» از جدول عوامل مديريت پروژه شده و كار پيمانكاري را به عملياتي گسيخته، كه افق زماني تصميمگيري آنها بيش از چند ماه نيست، تبديل كرده است. نه پيمانكار مدعي مشاور است، نه مشاور مدعي كارفرما و نه كارفرما مدعي سازمان مديريت و برنامه ريزي. در پروژه كتابخانه ملي با تعيين قيمت مقطوع، حذف تعديل، زمان بندي لازم الاجراء، تعهد پرداختهاي به موقع و پرداخت بهرهي تاخير، پاداش تسريع و جريمهي تاخير، همهي شرايط براي فعال شدن عنصر مديريت فراهم شد و اثرات خود را به سرعت نشان داد. ... فهرست بهاي پايه و تعديل بر ضد اين منطق عمل ميكند. برعكس شرايط كار با قيمتهاي پايه و تعديل كه پيمانكار تا حد ممكن از سرمايهگذاري پرهيز ميكند و ميكوشد كه تا ميتواند كار را ارزان تمام كند، در روش قيمت مقطوع، پيمانكار كه خود را صاحب يك فعاليت اقتصادي و سود و زيان آن را ميداند، تورم و ارزش پول را محاسبه كرده و تا آنجا كه ممكن است، با سرمايه گذاري بيشتر، از زمان به نفع خود استفاده ميكند.
روش تعديل، پيمانكاران را از بازيگري در فعاليت اقتصادي به نوعي حقوق بگير بيانگيزه و منفعل تبديل ميكند. با وجود استفاده از قيمت مقطوع، كه مجوزهاي آن از شوراي عالي فني سازمان مديريت و برنامهريزي گرفته شد، نتيجهي مناقصه براي دولت هم به صرفه بود، زيرا رقم پيشنهادي شركت برنده تنها 3 درصد از قيمتهاي پايه و تعديلهاي متعلقه به آن، بالاتر بود." 12
عامل دوم حمايت بيدريغ شخص رئيس جمهور- به دليل علاقه قلبي ايشان-از كتابخانه ملي است. (در زمان شروع اجراي كتابخانه هم ايشان رئيس كتابخانه ملي ايران بودند.)
اين مساله باعث شد تا بلافاصله پس از اعلام نتايج توسط داوران، به فاصله كمتر از هفت ماه (اسفند1374) قرارداد اجراي سازه با شركت آرمه دشت بسته شد و همچنين ساير مسايل و مشكلات مالي موجود در پروژههاي عمراني كشور با اين حمايت رفع شد و ما اكنون شاهد افتتاح آن هستیم.
اولين نكتهاي كه در نقد اين طرح به آن اشاره شده، اين است كه طرح مشاور پيرراز از چند جهت مشابه طرح مشاور فن گركان، مارك و همكاران است. مسايلي مانند گسترده شدن در سطح افق، پلهاي شدن سطوح جانبي و نورگيري از فاصلهي به وجود آمده، عدم نمادپردازي، در هر دو طرح به چشم ميخورد.
نكتهي دوم اينكه هيات محترم داوران مسابقه دوم هم مانند مسابقه اول به جنبههاي فني و عملكردي و سهولت اجرا بيش از حد تاكيد نمودهاند. كامران افشار نادري در نقد اين مساله نوشته است: "ابنيه فرهنگي دقيقاً به دليل فرهنگي بودن عملكرد خود كه با مراودات گسترده اجتماعي ملازم است، در مقايسه با بسياري از ابنيهي عمومي ديگر حساسيت بيشتري را ميطلبند. شايد به همين دليل، يعني فرهنگي و ملي بودن است كه در طراحي چنين ابنيهاي پاسخگويي به نيازهاي رواني و اجتماعي مردم بر ملاحظات گاه به افراط تخصصي كارفرما، اولويت مييابند. در اين ابنيه فرهنگي، دستيابي به معماري با ارزش از نظر هنري، نه فقط به دليل تاثير مثبت آن در جامعه و فرهنگ خودي، كه به دليل اهميت مطرح شدن در جامعه جهاني نيز مورد توجه قرار ميگيرد و شايد به همين دليل است كه در بسياري موارد انتخاب پروژه با جسارت بيشتري صورت ميگيرد." 13
به عنوان نمونه ميتوان به برگزيده شدن طرح جسورانهي ريچارد راجرز و رنزو پيانو در مسابقه مركز فرهنگي ژرژ پمپيدو در پاريس، طرح پيتر آيزنمن براي مركز وكسنر در اوهايو و طرح فرشيد موسوي و آلخاندرو زائرپولو براي پايانه دريايي يوكوهاما اشاره كرد.
نكتهي ديگر اين كه در طرحهاي ارايه شده به مسابقه دوم، بعضي از طرحها داراي ويژگيهاي هنري و زيبايي شناختي معماري علاوه بر مسايل عملكردي و فني بودهاند. به عنوان نمونه بهرام شيردل در گفت و گويي كه در زمان اعلام نتايج مسابقه با او انجام شده، گفته است كه "طرح هادي ميرميران (مشاور نقش جهان-پارس) تنها طرح شركت كننده در اين مسابقه بود كه قابليت مطرح شدن در يك مسابقهي بين المللي را دارد." 14
مسالهي ديگري كه از زمان برگزيده شدن طرح مشاور پيرراز همواره مطرح شده است، عدم يادمان گرايي آن طرح است. مشاور پيرراز در دفاع از اين نقد گفته است: "بناهاي شكوهمند ولي كم ارتفاع و فشرده و گسترده در معماري پيشين ما به حد وفور يافت ميشود. حتي در برخي از اين بناها، شكوهمندي در نماي بيروني محسوس نيست." 15
اما به نظر ميرسد كه مشاور محترم به اين نكته توجه نكرده است كه بناهاي شكوهمند موجود در معماري ايران به دليل قرارگيري در بافتهاي شهري و اهميت انطباق و هماهنگي آن بنا با محيط پيرامون، هم رنگ بافت شدهاند، اما در مكانهايي كه اين امكان وجود داشته است به نمادپردازي پرداخته و بناهايي نمادين به وجود آورده است.
از سوي ديگر يكي از ويژگيهاي طرحهايي مانند كتابخانه ملي، نشانه شدن آنها است. به عنوان نمونه ميتوان به طرح برگزيده ی كتابخانه ملي پاريس، اثر دومينك پرو اشاره كرد كه هم اكنون به يكي از نمادهاي جنوب شهر پاريس تبديل شده است. بهرام شيردل هم در نقد اين مساله گفته است: "تهران واقعاً فاقد يك نشانهي شهري است و من خيلي خسته شدهام از اينكه نشانه شهري تهران فقط بناي ميدان آزادي باشد و احتمالاً ديگران هم از اين موضوع خستهشدهاند. اصولاً طرحهاي بزرگي مانند فرهنگستان يا كتابخانه ملي نه تنها ميتوانند به نشانهي شهري بدل شوند،بلكه ميتوانند حتي از يك نظر، بيشتر از طرحهاي شهرسازي تحول ايجاد كنند. چون موفقيت طرحهاي شهرسازي هم تا حد زيادي منوط به آن است كه برخي از قسمتهاي آن چگونه به معماري تبديل شوند." 16
اما اكنون كه اجراي اين بنا به پايان رسيده و ساختمان دردل تپههاي عباس آباد مدفون شده است و از هيچ يك از بزرگراههاي اصلي تهران هم به طور كامل ديده نميشود، ميتوان به منتقدان اين بنا حق داد كه شايد اگر اندكي هم به مسالهي نمادپردازي و يادمان گونه بودن طرح توجه ميشد، اين پروژه دچار اين عدم خوانايي در شهر نميشد و تاثير حداقلي در سيماي شهر تهران ميگذاشت.
اگر چه طرح مشاور پيرراز به نمادپردازي نپرداخته است اما به ويژگي ديگري دست يافته ، كه در جاي خود حايز اهميت است؛از جمله می توان به اهميت دادن به انسان و تناسبات انساني در كليه ي فضاهاي كتابخانه اشاره کرد. تقريباً همه فضاهاي كتابخانه- از پيش فضاي ورودي تا حياطهاي مركزي و راهروها و سالن ها- با توجه به تناسبات انساني طراحي شدهاند و در هيچ فضايي عظمت بنا، انسان را تحقير نميكند. از آنجا كه توجه به انسان در معماري معاصر، به خصوص در دورهي پست مدرن مورد توجه قرار گرفت، ميتوان گفت كه طرح مشاور پيرراز همسو با جريانات پست مدرنيستي حاكم بر معماري، به گسترش در سطح افق توجه كرده است.
علاوه بر اين مساله، عدم استفادهي بيش از حد از پنجره و استفاده از مصالح آجري و سنگي در نماهاي خارجي بر ويژگيهاي پست مدرنيستي بنا افزوده است همچنين از ديگر اشارات پست مدرن اين بنا ميتوان به استفاده از فرم زيگوراتي، استفاده از ريتم و تكرار در ستونها و استفاده از سرستون هایی که یاد آور طاق های با قوس جناغی است، توجه نمود.
از سوي ديگر استفاده از حياطهاي مركزي متعدد، احساس حركت در بافتهاي سنتي شهرهاي ايراني را تداعي ميكند، كه البته به علت يكنواختي و ناخوانا بودن اين فضاها و عدم تمايز آنها از هم، امكان سردرگمي مراجعه كنندگان هم وجود دارد.
و نكتهي پاياني اين كه استفادهي بيش از حد از سطوح بتني نمايان و سطوح سفيدرنگ در طراحي داخلي كتابخانه، فضايي سرد و يكنواخت و بدون تنوع رنگي را به وجود آورده است كه يادآور فضاهاي مدرنيستي است و انتظاري را كه از كتابخانه و گرمي و متنوع بودن فضاهاي داخلي آن داريم، برآورده نميسازد.
در مجموع ميتوان گفت كه در ساختمان جديد كتابخانه ملي ايران جنبههاي مثبت و منفي در كنار هم قرار دارند اما مساله مهم اين است كه در اين كشور، يك مسابقه برگزار شده كه با طراح برندهي مسابقه قرارداد بستهاند و تا آخرين مرحلهي اجرا، آن مشاور بر كارش نظارت داشته است و اين حداقل در اوضاي نابسامان مسابقات و دارويها و عدم تعهد كارفرما غنيمت است.
به اميد آنكه روزی، همهي پروژههاي ملي اين كشور به مسابقهي بين المللي (يا حتي ملي) گذاشته شوند و دارويها از انحصار داوران شناخته شده به در آيند و كارفرما هم متعهد شود كه طرح برنده را اجرا كند و مشاوران هم تا آخرین مرحله بر کار خود نظارت داشته باشند.
ت / قسمت مرکزی اطلاعات کتابخانه واساختمان جديد كتابخانه ملي ايران واقع در تپههاي عباس آباد تهران در آستانهي افتتاح قرار گرفته است. اين مساله بهانهاي شد تا به نقد پروژهاي مطرح در سطح ملي بپردازيم. داستان تحولات صورت گرفته در روند طراحي تا اجراي اين پروژه هم تا حدي مشابه تحولات ساختمان جديد مجلس شوراي اسلامي است كه در مقاله ی دیگری مورد نقد قرار گرفت.
" تدارك برگزاري مسابقه کتابخانه ملي پهلوي از سال 1352 با مطالعات و بررسيهاي مقدماتي آغاز شد. گروههاي اعزامي كتابخانه از 125 كتابخانهي مهم دنيا بازديد كردند و تبادل نظرهاي لازم با سازمان جهاني يونسكو و فدراسيون بين المللي انجمن هاي كتابداران و بيش از يكصد انجمن و سازمان كتابداري كشورهاي مختلف جهان صورت گرفت. سال 1354 برنامه ريزي 3 هزار صفحهاي كتابخانه ملي پهلوي توسط گروه يكصد نفري از كارشناسان برجستهي ايراني و بين المللي تهيه شد و در سال 1355 تدارك برگزاري مسابقه بين المللي براي آن كتابخانه آغاز شد و به سرپرستي كتابخانه پهلوي و اتحاديه بين المللي آرشيتكتها، هيات داوران بين المللي انتخاب شدند و خبر مسابقه در مقياس جهاني اعلام شد.
در سال 1356 با نام نويسي 3 هزار و 56 معمار از 87 كشور، كار مسابهق ادامه يافت و تا اول بهمن ماه 1356 تعداد 618 طرح از معماراني كه نام نويسي كرده بودند به دفتركتابخانه پهلوي تحويل داده شد.
سپس هيات بين المللي داوري مسابقه كه مركب از 9 معمار ( نادر اردلان،ايران- چارلزكوره آ، هند- فوميهيكو ماكي، ژاپن- ايو مينگ پي، چين- جيانكارلو دكارلو، ايتاليا- تدور دانت، انگلستان- پدرو راميدز، مكزيك و …) و 5 كارشناس كتابداري بودند، از تاريخ يكم تا يازدهم سال 1356 به بررسي پروژهها پرداختند و طي چند مرحله داوري، طرح برتر مسابقه مشخص شد."
برنده
اول مسابقه،گروه معماري و مهندسي فن گركان، مارك و شركا 5 از جمهوري فدرال آلمان بودند كه مبلغ
50 هزاردلاري
جايزه اول را دريافت كردند. طرح آنها از يك «ساختمان
بسيار متراكم به فرم “U” كه به طرف جنوب باز ميشد، تشكيل شده بود و با ادامه فيزيكي
ميدان شده و ملت به داخل زمين، كتابخانه حالتي دعوت كننده به خود ميگرفت و مراجعه
كننده را وارد محدوده كتابخانه ميكرد. فضاهاي مطالعه به طور پلهاي در دو ضلع “U” و در دو طرف
ميدان مركزي با استفاده از فرم خرپايي سقف، نور ميگرفتند. همچنين مطالعات وسيعي پيرامون هماهنگي طرح
با وضعيت آب و هواي ايران انجام شده بود."
مهمترين نقدي كه در همان زمان بر اين مسابقه و طرح برگزيده وارد شد، اين بود كه در برنامهي طرح به مسايل فني و عملكردي بسيار اهميت داده شده است و حتي جيانكارلو دكارلو (يكي از داوران مسابقه) در همان زمان به "خطرهاي ناشي از عمده شدن نظريات تخصصي مربوط به عملكرد بنا و سنگين شدن وزن كميته فني در داوري اشاره كرده بود."
پس از انقلا ب1357 ايران، تا مدتها اين طرح به فراموشي سپرده شد تا بالاخره در سال 1373 سازمان مجري ساختمان ها و تاسيسات دولتي و عمومي وزارت مسكن و شهرسازي، طرح كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران را مجدداً به مسابقهي محدود و داخلي گذاشت و از پنج مشاور مورد نظر خود دعوت كرد تا در اين مسابقه شركت كنند. هيات داوران متشكل از
" محمد بهشتي، مهدي چمران، باقر آيت اله زاده شيرازي، سراج الدين كازروني، محمد حسن مومني، هادي نديمي و سيدرضا هاشمي» از تاريخ 21 دي 1373 كار خود را آغاز كردند و سرانجانم پس از يك زمان طولاني در تاريخ 7 مرداد 1374 برنده اول مسابقه را اعلام كرده و در مورد رتبهبندي چهار طرح ديگر نظري اعلام نكردند. طرح منتخب هيات داوران، طرح مهندسان مشاور پيرراز به سرپرستي روانشاد يوسف شريعت زاده بود، كه موضوع اصلي نقد اين مقاله هم ميباشد.
شركت مهندسان مشاور پيرراز در معرفي پروژه كتابخانه ملي نوشته است:
"در طرح ساختمان كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران مهمترين ضابطه آن است كه طرح، مناسب كتابخانه ملي با تمامي عملكردهاي متنوع و پيچيده و تغيير يابنده ی آن باشد… و اقتصادي بودن طرح، هم در مرحله ساخت و هم در مرحله بهرهبرداري، انساني و جذاب بودن محيط و آرامش بخشي آن در بنايي بسيار بزرگ، رفاقت با محيط و استفاده از عوامل محيطي براي حصول به عملكرد مطلوب مورد نظر است."
"در طرح كتابخانه ملي تمهيد اصلي برخورد ارگانيك با بنا و طبقات آن بود. هر طبقه از طبقه فوقاني در جستجوي نور مناسب براي خود و راه دادن به طبقات ديگر براي نورگيري شكل گرفت. به اين ترتيب شكل خارجي بنا به شكل زيگوراتي نه چندان منظم در آمده كه هم سابقه درمعماري پيشينيان ما دارد و هم با شيب نامتوازن و غيرقرينهي تپههاي اطراف زمين هماهنگ است. در داخل هم ارتفاع سقف در طبقات، ضمن راه دادن به نورو تامين نور مناسب و يكنواخت براي ميزهاي كار و مطالعه، سايه روشن هاي متنوع و بديع بر روي سقفها و ستونها و ديوارها پديد ميآورد كه به فضاها حالتي روحاني ميبخشد."
سازهي پروژه هم داراي ويژگيهاي خاصي است. مشاور طرح در مورد سازه پروژه گفته است:
"كتابخانه ملي از لحاظ سازه، مشابه ساختمانهاي صنعتي است و بار زندهي فضاها از 600 تا 1500 كيلوگرم بر متر مربع (4 تا 10 برابر ساختمان هاي عادي اداري) نوسان دارد. اين بار ثابت نيست و بايد امكان جابهجا شدن و تمركز آن در نقاط مختلف بنا فراهم آيد. زلزله خيزي منطقه و نزديكي زمين به گسل هم بر پيچيدگي و حساسيت امر ميافزايد.
محاسبات
نشان ميدهد كه از نظر اقتصادي، مناسبترين دهانه براي چنين باري، دهانههاي بين 6
تا 8 متري و از جنبهي نيازهاي خاص كتابخانه، دهانههاي 10/8 متري
نزديكترين دهانه به دامنه ذكر شده است. از اين رو، براي تامين انعطاف در سطح كل
بنا، انگارهي منظمي از ستونهايي با دهانهي 10/8 متري مناسب تشخيص داده شد. ... ضرباهنگ منظم
ستون ها در معماري غرب سابقه ندارد، اما داراي سابقههاي بسياري در معماري اين
سرزمين است (از تالار
صد ستون گرفته تا مسجد جامع اصفهان)… سرستونهاي قارچي عريض، هم پاسخگوي
مسالهي بار هستند و هم در ارتفاع خود امكان عبور كانالهاي هوا و كابل و كتاببرها
را ميدهند. همچنين دهانهها كه به سبب سرستونهاي قارچي به صورت طاقي در ميآيند،منظر
آشنا و مانوس اين سرزمين را به وجود ميآورند."
اما يكي ديگر از مسايل مهم در اين پروژه، شكوفايي عنصر مديريت در روند اجراي آن است كه به نظر ميرسد دو عامل در موفقيت اجراي اين پروژه دست داشته است. عامل اول عدم استفاده از روش متعارف قيمتگذاري، مبتني بر فهرست بهاي پايه است. "روش قيمت گذاري مبتني بر فهرست بهاي پايه، با تعديلها و زمانهاي پرداخت غيرقابل پيشبيني، عملاً باعث حذف «عامل زمان» از جدول عوامل مديريت پروژه شده و كار پيمانكاري را به عملياتي گسيخته، كه افق زماني تصميمگيري آنها بيش از چند ماه نيست، تبديل كرده است. نه پيمانكار مدعي مشاور است، نه مشاور مدعي كارفرما و نه كارفرما مدعي سازمان مديريت و برنامه ريزي. در پروژه كتابخانه ملي با تعيين قيمت مقطوع، حذف تعديل، زمان بندي لازم الاجراء، تعهد پرداختهاي به موقع و پرداخت بهرهي تاخير، پاداش تسريع و جريمهي تاخير، همهي شرايط براي فعال شدن عنصر مديريت فراهم شد و اثرات خود را به سرعت نشان داد. ... فهرست بهاي پايه و تعديل بر ضد اين منطق عمل ميكند. برعكس شرايط كار با قيمتهاي پايه و تعديل كه پيمانكار تا حد ممكن از سرمايهگذاري پرهيز ميكند و ميكوشد كه تا ميتواند كار را ارزان تمام كند، در روش قيمت مقطوع، پيمانكار كه خود را صاحب يك فعاليت اقتصادي و سود و زيان آن را ميداند، تورم و ارزش پول را محاسبه كرده و تا آنجا كه ممكن است، با سرمايه گذاري بيشتر، از زمان به نفع خود استفاده ميكند.
روش تعديل، پيمانكاران را از بازيگري در فعاليت اقتصادي به نوعي حقوق بگير بيانگيزه و منفعل تبديل ميكند. با وجود استفاده از قيمت مقطوع، كه مجوزهاي آن از شوراي عالي فني سازمان مديريت و برنامهريزي گرفته شد، نتيجهي مناقصه براي دولت هم به صرفه بود، زيرا رقم پيشنهادي شركت برنده تنها 3 درصد از قيمتهاي پايه و تعديلهاي متعلقه به آن، بالاتر بود."
عامل دوم حمايت بيدريغ شخص رئيس جمهور- به دليل علاقه قلبي ايشان-از كتابخانه ملي است. (در زمان شروع اجراي كتابخانه هم ايشان رئيس كتابخانه ملي ايران بودند.)
اين مساله باعث شد تا بلافاصله پس از اعلام نتايج توسط داوران، به فاصله كمتر از هفت ماه (اسفند1374) قرارداد اجراي سازه با شركت آرمه دشت بسته شد و همچنين ساير مسايل و مشكلات مالي موجود در پروژههاي عمراني كشور با اين حمايت رفع شد و ما اكنون شاهد افتتاح آن هستیم.
اولين نكتهاي كه در نقد اين طرح به آن اشاره شده، اين است كه طرح مشاور پيرراز از چند جهت مشابه طرح مشاور فن گركان، مارك و همكاران است. مسايلي مانند گسترده شدن در سطح افق، پلهاي شدن سطوح جانبي و نورگيري از فاصلهي به وجود آمده، عدم نمادپردازي، در هر دو طرح به چشم ميخورد.
نكتهي دوم اينكه هيات محترم داوران مسابقه دوم هم مانند مسابقه اول به جنبههاي فني و عملكردي و سهولت اجرا بيش از حد تاكيد نمودهاند. كامران افشار نادري در نقد اين مساله نوشته است: "ابنيه فرهنگي دقيقاً به دليل فرهنگي بودن عملكرد خود كه با مراودات گسترده اجتماعي ملازم است، در مقايسه با بسياري از ابنيهي عمومي ديگر حساسيت بيشتري را ميطلبند. شايد به همين دليل، يعني فرهنگي و ملي بودن است كه در طراحي چنين ابنيهاي پاسخگويي به نيازهاي رواني و اجتماعي مردم بر ملاحظات گاه به افراط تخصصي كارفرما، اولويت مييابند. در اين ابنيه فرهنگي، دستيابي به معماري با ارزش از نظر هنري، نه فقط به دليل تاثير مثبت آن در جامعه و فرهنگ خودي، كه به دليل اهميت مطرح شدن در جامعه جهاني نيز مورد توجه قرار ميگيرد و شايد به همين دليل است كه در بسياري موارد انتخاب پروژه با جسارت بيشتري صورت ميگيرد."
به عنوان نمونه ميتوان به برگزيده شدن طرح جسورانهي ريچارد راجرز و رنزو پيانو در مسابقه مركز فرهنگي ژرژ پمپيدو در پاريس، طرح پيتر آيزنمن براي مركز وكسنر در اوهايو و طرح فرشيد موسوي و آلخاندرو زائرپولو براي پايانه دريايي يوكوهاما اشاره كرد.
نكتهي ديگر اين كه در طرحهاي ارايه شده به مسابقه دوم، بعضي از طرحها داراي ويژگيهاي هنري و زيبايي شناختي معماري علاوه بر مسايل عملكردي و فني بودهاند. به عنوان نمونه بهرام شيردل در گفت و گويي كه در زمان اعلام نتايج مسابقه با او انجام شده، گفته است كه "طرح هادي ميرميران (مشاور نقش جهان-پارس) تنها طرح شركت كننده در اين مسابقه بود كه قابليت مطرح شدن در يك مسابقهي بين المللي را دارد."
مسالهي ديگري كه از زمان برگزيده شدن طرح مشاور پيرراز همواره مطرح شده است، عدم يادمان گرايي آن طرح است. مشاور پيرراز در دفاع از اين نقد گفته است: "بناهاي شكوهمند ولي كم ارتفاع و فشرده و گسترده در معماري پيشين ما به حد وفور يافت ميشود. حتي در برخي از اين بناها، شكوهمندي در نماي بيروني محسوس نيست."
اما به نظر ميرسد كه مشاور محترم به اين نكته توجه نكرده است كه بناهاي شكوهمند موجود در معماري ايران به دليل قرارگيري در بافتهاي شهري و اهميت انطباق و هماهنگي آن بنا با محيط پيرامون، هم رنگ بافت شدهاند، اما در مكانهايي كه اين امكان وجود داشته است به نمادپردازي پرداخته و بناهايي نمادين به وجود آورده است.
از سوي ديگر يكي از ويژگيهاي طرحهايي مانند كتابخانه ملي، نشانه شدن آنها است. به عنوان نمونه ميتوان به طرح برگزيده ی كتابخانه ملي پاريس، اثر دومينك پرو اشاره كرد كه هم اكنون به يكي از نمادهاي جنوب شهر پاريس تبديل شده است. بهرام شيردل هم در نقد اين مساله گفته است: "تهران واقعاً فاقد يك نشانهي شهري است و من خيلي خسته شدهام از اينكه نشانه شهري تهران فقط بناي ميدان آزادي باشد و احتمالاً ديگران هم از اين موضوع خستهشدهاند. اصولاً طرحهاي بزرگي مانند فرهنگستان يا كتابخانه ملي نه تنها ميتوانند به نشانهي شهري بدل شوند،بلكه ميتوانند حتي از يك نظر، بيشتر از طرحهاي شهرسازي تحول ايجاد كنند. چون موفقيت طرحهاي شهرسازي هم تا حد زيادي منوط به آن است كه برخي از قسمتهاي آن چگونه به معماري تبديل شوند."
اما اكنون كه اجراي اين بنا به پايان رسيده و ساختمان دردل تپههاي عباس آباد مدفون شده است و از هيچ يك از بزرگراههاي اصلي تهران هم به طور كامل ديده نميشود، ميتوان به منتقدان اين بنا حق داد كه شايد اگر اندكي هم به مسالهي نمادپردازي و يادمان گونه بودن طرح توجه ميشد، اين پروژه دچار اين عدم خوانايي در شهر نميشد و تاثير حداقلي در سيماي شهر تهران ميگذاشت.
اگر
چه طرح مشاور پيرراز
به نمادپردازي نپرداخته است اما به ويژگي ديگري دست
يافته ، كه در جاي خود حايز اهميت است؛از جمله می توان به اهميت دادن به انسان و
تناسبات انساني در كليه ي فضاهاي كتابخانه اشاره کرد. تقريباً همه فضاهاي كتابخانه- از پيش فضاي
ورودي تا حياطهاي مركزي و راهروها و سالن ها- با توجه به تناسبات انساني طراحي شدهاند
و در هيچ فضايي عظمت بنا، انسان را تحقير نميكند. از آنجا كه توجه به انسان در
معماري معاصر، به خصوص در دورهي پست مدرن مورد توجه قرار گرفت، ميتوان گفت كه
طرح مشاور پيرراز همسو با جريانات پست مدرنيستي حاكم بر معماري، به گسترش در سطح
افق توجه كرده است.
علاوه بر اين مساله، عدم استفادهي بيش از حد از پنجره و استفاده از مصالح آجري و سنگي در نماهاي خارجي بر ويژگيهاي پست مدرنيستي بنا افزوده است همچنين از ديگر اشارات پست مدرن اين بنا ميتوان به استفاده از فرم زيگوراتي، استفاده از ريتم و تكرار در ستونها و استفاده از سرستون هایی که یاد آور طاق های با قوس جناغی است، توجه نمود.
از سوي ديگر استفاده از حياطهاي مركزي متعدد، احساس حركت در بافتهاي سنتي شهرهاي ايراني را تداعي ميكند، كه البته به علت يكنواختي و ناخوانا بودن اين فضاها و عدم تمايز آنها از هم، امكان سردرگمي مراجعه كنندگان هم وجود دارد.
و نكتهي پاياني اين كه استفادهي بيش از حد از سطوح بتني نمايان و سطوح سفيدرنگ در طراحي داخلي كتابخانه، فضايي سرد و يكنواخت و بدون تنوع رنگي را به وجود آورده است كه يادآور فضاهاي مدرنيستي است و انتظاري را كه از كتابخانه و گرمي و متنوع بودن فضاهاي داخلي آن داريم، برآورده نميسازد.
در مجموع ميتوان گفت كه در ساختمان جديد كتابخانه ملي ايران جنبههاي مثبت و منفي در كنار هم قرار دارند اما مساله مهم اين است كه در اين كشور، يك مسابقه برگزار شده كه با طراح برندهي مسابقه قرارداد بستهاند و تا آخرين مرحلهي اجرا، آن مشاور بر كارش نظارت داشته است و اين حداقل در اوضاي نابسامان مسابقات و دارويها و عدم تعهد كارفرما غنيمت است.
به
اميد آنكه روزی، همهي پروژههاي ملي اين كشور به مسابقهي بين المللي (يا حتي
ملي) گذاشته شوند و دارويها از انحصار داوران شناخته شده
به در آيند و كارفرما هم متعهد شود كه طرح برنده را اجرا
كند و مشاوران هم تا آخرین مرحله بر کار خود نظارت داشته باشند.
انواع کتابخانه ها در یک جامعه متنوع است. مثلاً کتابخانه های دانشگاهی، برای اهداف آموزشی و تحقیقی، آثار علمی را جمع آوری و ذخیره می کنند و معمولاً استفاده از آنها برای عموم آزاد است. کتابخانه های عمومی، امکان انتخاب وسیع آثار علمی عمومی تر و دیگر وسایل اطلاع رسانی و نیز تا حد امکان استفاده از کتابهای روی قفسه های باز را برای افراد فراهم می کنند. غالباً در شهرهای بزرک، کتابخانه های عمومی و دانشگاهی در یک کتابخانه ی منحصر به فرد در هم ادغام می شوند مثلاً کتابخانه های ملی، احتمالاً مجموعه ای از اسناد ادبی و تاریخی یک کشور و یا منطقه (نسخه های امانی) را در خود جای می دهند و استفاده از آنها برای عمومی آزاد است. این در حالی است که افراد خاص و اندکی، به کتابخانه های تخصصی حاوی مجموعه نوشته ها و اطلاعات درباره ی موضوعات تخصصی محدود دسترسی دارند.
![]()
در کتابخانه های دانشگاهی، اتاقی برای کتب مرجع فراهم می شوند.
همچنین امکان دارد، در تالارهای مطالعه، پیشخوانهایی برای امانت گرفتن از قفسه های
بسته و یا دسترسی آزاد به قفسه های باز مجلات، کتب و منابع آموزشی که جداگانه
ارائه می شوند وجود داشته باشد. بجز کتابها و مجلات، تقریباً همه نوع ابراز اطلاع
رسانی گرد آوری شده، برای استفاده در دسترس قرار می گیرند. تعداد
مکانهای مطالعه به تعداد دانشجویان هر رشته بستگی دارد. اطلاعات بر حسب موضوع و با
نظم خاصی مرتب می شوند. خدمات ارائه شده شامل امانت گرفتن و استفاده از کتاب در
داخل کتابخانه فتوکپی مطالعه و چاپ میکروفرمها (میکروفیلم و میکروفیش ) است.
همچنین، انجام تحقیقات علمی و عملی با استفاده از پایگاه
داده های ذخیره ای بر روی CD –
ROM امکان پذیر می باشد.
قفسه ی کتابخانه های دانشگاهی، در دو
ردیف یک یا دو طرفه سازماندهی می شود. سیستم یک طرفه به صورت مرکزی اداره می گردد
(آماده کردن کتاب و ارائه خدمات) و معمولاً قفسه های مربوط به یک موضوع یا رشته ی
جداگانه ی بسیار کمی دارد. سیستم دو طرفه، شامل یک کتابخانه ی مرکزی با تعداد
زیادی کتابخانه های دانشکده ای ، موضوعی و آموزشگاهی است.
در تالارهای مطالعه، ردیف کتابها در قفسه های
باز یا مخازنی در دست (با قفسه هایی به فاصله ی مشابه مخازن بسته) به علاوه ی
مخازن بسته با دسترسی محدود قرار دارد. چنین ترتیبی به اشکال مختلف، تقریباً در
تمام کتابخانه های دانشگاهی مشاهده می شود. شیوه ی امانت گرفتن و استفاده از کتب
مرجع (دسترسی به قفسه های باز و بسته) به نوع سازماندهی کتابها بستگی دارد یعنی
اهداف کتابخانه ها و شکل ساختمانها اغلب نقش مهمی را در این زمینه ایفا می کنند.
تعداد قفسه های کتاب به نوع سازماندهی، قابلیت دسترس بودن برای مراجعین، نوع قفسه
بندی (ثابت یا متحرک) روش مرتب کردن موضوعات در دسترس و شیوه ی کار گذاری آن، جدا
بودن قطعات مختلف و نیز شبکه ساختاری ساختمان بستگی دارد.
مناطق تالار مطالعه، به همراه فضایی برای کار و خواندن کتاب باید به راحتی در
دسترس باشد و در نتیجه، تا حد امکان سطح کمتری را اشغال نماید. این شرایط در
جابجایی کتاب هم (موثر است). در کتابخانه ها، باید سیستم تابلوهای علایم واضح با
حالت خوانا وجود داشته باشد تا قفسه های کتاب، و محل ارائه خدمات را نشان دهد. از
بکار گیری کتابهای افست باید جلوگیری شود. برای افراد معمولی، دسترسی به محلهای
استفاده از کتاب و تالار مطالعه در طبقات مختلف باید از طریق پلکانی صوت گیرد اما
برای معلولین، و جابجایی کتاب برای این دسته از افراد باید از آسانسور استفاده
کرد. پهنای مسیرهای چرخش باید بیشتر از ۲/۱
و پهنای فضای باز بین قفسه ها حداقل ۳/۱
تا ۴/۱ متر (یا براساس مقررات محل) باشد.
باید حتی الامکان از تداخل و تقاطع مسیرهای مراجعین یا مسئولین کتابخانه و جابجایی
کتابها جلوگیری گردد. دسترسی به تالارهای مطالعه می تواند از طریق درهای کنترل شده
ی مجهز به تجهیزات ایمنی و در صورت امکان، نهاد یک ورودی و خروجی می باشد. به خاطر
دلایل عملی، درهای کنترلی باید نزدیک میز امانت / قسمت مرکزی اطلاعات کتابخانه
واقع شوند.
کتابخانه(استاندارد ها)
۱٫ بخش اصلی کتابخانه(سالن مطالعه,
قفسه باز, قفسه مجلات, قفسه بسته(کتب مرجع,اسناد و مدارک))
۲٫ بخش خدمات کتابخانه (اتاق های اداری
, انبار , چاپ و تکثیر, اتاق سمعی بصری )
نکات مهم درطراحی:
۱٫ آرامش و سکوت محیط(محل استقرار_مصالح)
۲٫در نظر گرفتن حداکثر انعطاف در بخش های مختلف(استفاده از پارتیشن های جدا کننده و…)
۳٫تابش مستقیم نور خورشید در کتابخانه نامطلوب است ,لذا حدالمقدور سعی شود نور کتابخانه از طریق جبهه شمالی تامین گردد.
۴٫دوری از سر و صدا و گرد و غبار.
۵٫دسترسی به قسمت های عملیاتی و اتاق های مطالعه در طبقات متفاوت باید با راه پله صورت پذیرد,اما آسانسور نیز باید برای استفاده معلولین و حمل کتاب مهیا باشد .
۶٫بار طبقات در قسمت های عملیاتی و مطالعه باید ≤m*m)/ KN )5 باشد.
۷٫پهنای مسیر های رفت و آمد باید>m 1.2 و فضای میان قفسه ها باید حداقل m1.4-1.3عرض داشته باشد.
۸٫از ایجاد تقاطع با تطابق مسیر کاربران ,کارمندان و حمل کتاب بپرهیزید.
۹٫دسترسی به اتاق های مطالعه باید از طریق ورودی های مجهز به تجهیزات ایمنی کتاب انجام گیرد.
۱۰٫طبقه آرشیو و بایگانی بهتر است در زیر زمین باشد,به دلیل بار زیاد روی کف طبقه.
تامین فضای کاری در کتابخانه های
دانشگاهی به تعداد دانشجویان و توزیع افراد در هر رشته بستگی دارد، مکانهای خاصی
هم برای افراد معلول (استفاده کنندگان از صندلی پرخدار، و کسانی که از ناحیه چشم
آسیب دیده اند) و برای فعالیتهای خاص (مطالعه ی میکروفیلم و تجهیزات گسترش یافته ،
کامپیوترهای شخصی و پایانه ها، بکار بردن CD-ROM ، … وجود دارد،
( به راهنماییهای مربوط توجه نمایید) همچنین مکانهایی هم برای مطالعات فردی
(اتاقکها، کیوسکها، اتاقهای کار انفرادی) مورد نیاز است، محلهای کار باید ترجیحاً
در قسمتهای روشن ساخته شوند، فضای مورد نیاز برای یک محل ساده ی مطالعه / کار ۵/۲ و برای کامپیوتر شخصی با محل کار
شخصی مقدار ۰/۴ می باشد.
حفظ امنیت در بخشهای مربوط به استفاده کنندگان کتابخانه بسیار ضروری است. اقدامات
احتیاطی در برابر خطر حریق باید مطابق با آیین نامه ها و مقررات ساختمانهای دولتی
و محلی باشد. نصب سیستم امنیتی در کتابخانه از سرقت جلوگیری کرده و زمانی که زنگ
خطر به صدا در می آید، خروجیهای اضطراری توسط قفلهای امنیتی برقی و اتوماتیک بدون
نظارت انسان بسته می شوند. استفاده از درهای اضطراری ایمن خودکار به همراه آژیرخای
صوتی – تصوریری زیاد موثر نیست.
به دلیل بار گذاری زیاد طبقات و وضعیت دمایی ثابت و بهتر، قسمت بایگانی ترجیحاً در
زیر زمین قرار می گیرد.
به خاطر نیاز فوق العاده به کنترل وضعیت دمایی، حمل و نقل و امور کارکنان، و
انعطاف پذیری، /تغییر پذیری محدود، چیدن کتابها بر روی هم مثل یک برج، مناسب نیست.
بهترین روش، تعیین مکانهای مرتبط و تا حد امکان بزرگ و بدون اختلاف سطح است. تقسیم
بندی میان مخازن ثابت و سیستمهای فشرده ی ) متحرک، به شبکه ی ساختاری ستونها بستگی
دارد.
نگهداری مجموعه ها و مواد خاص (مثل اسلاید های عکاسی ، فیلم و وسایل صوتی و ابزار
اطلاع رسانی به علاوه کارتها، نقشه ها و آثار گرافیکی ) نیاز به دمای ویژه درونی
دارند. محطی داخلی باید با تمام بخشهای کتابخانه تناسب داشته باشد یعنی در سرتاسر
کتابخانه مساوی و یکسان نباشد. در قسمتهای اداری هم نباید دفتری با پلان باز وجود
داشته باشد،با این وجود کنترل کامل مخازن در محیط ضروری است زیرا ساختار ساختمان
نمی تواند به تنهایی شرایط مناسبی را فراهم نماید.
کتابها باید به صورت افقی بر روی چرخهای دستی یا روی تسمه نقاله جابجا شوند (در
این حالت باید مراقب آستانه ها بود. در تغییرات حاصله بر روی سطح باید از پله ای
شیب دار کمتر با مساوی ۰۶/۰ با آسانسورهای تخت استفاده کرد.)
برای حمل و نقل کتابها به صورت عمودی باید آنها را در آسانسور یا تسمه نقاله (مسیر
و سطح شیبدار مایل باید به دقت طراحی شود، در این حالت هزینه های نگهداری بسیار
کمتر می باشند.) توسط یک سیستم حمل و نقل کانتینری (قابل برنامه ریزی از لحاظ
مکانیکی، ترکیبی از کشش های افقی و آسانسورهای پله برقی قائم) یا از طریق سیستم
حمل و نقل کانتینری اتوماتیک (مسیرها به دلخواه، به صورت افقی یا عمودی، کاملاً
اتوماتیک، و تحت کنترل کامپیوتر انتخاب می شوند. در این حالت بهره برداری با هزینه
های بالا و بدون صرف هزینه های جاری بالا می باشد) جابجا نمود. امکانات داخل بخش
کنترل شده باید شامل قسمتهای زیر باشد اطلاعات تالار مطالعه کتابنامه، پایانه های
قابل استفاده ی کاتولوگ، ثبت نام و بر گرداندن کتابهایی که فقط داخل تالار مطالعه
می توان از آنها استفاده کرد، وسایل و امکانات فتوکپی (در اتاقهای جداگانه) قفسه
های باز به روی عموم، محلهای کار و در صورت لزوم منابع و مخزنهای باز به روی
دیگران.
امکانات خارج از قسمت تحت نظارت باید شامل بخشهای زیر باشد: رخت کن با قفسه های
کیف دستی و کت، توالت، سک غذا خوری، یک بخش مطالعه ی روزنامه (مطبوعات)، اتاقی
برای نمایشگاه ، اتاقهای سخنرانی و کنفرانس (تا حد امکان برای استفاده در خارج از
ساعات کار کتابخانه) بخش اطلاعات (سوالات اصلی و مهم)، فهرست های برگه ای و
میکرومنشی، ترمینالهای قابل استفاده ی کاتولوگ، یک قسمت برای باز گرداندن کتاب و
بخشی برای جمع آوری کتابهای سفارشی / رزرو شده.
کتابخانه های عمومی، آثار علمی عمومی و دیگر ابزار اطلاع رسانی را عرضه می کنند که
به طور مستقیم در قفسه های باز در دسترس هستند. وجود مجموعه های منظم و جستجوی
موضوعی کتب به صورت چاپی و سایر امکانات، محدود به کتابخانه های عمومی بزرگتر می
باشند. کتابخانه های عمومی هیچگونه وظایف آکادمیک یا اهداف بایگانی هم در آنها
وجود ندارد. چنین کتابخانه هایی به راحتی در دسترس عموم بوده و توسط کودکان،
نوجوانان و بزرگسالان استفاده می شوند. سطح علمی و. انتخاب کتابها و ارائه خدمات
در کتابخانه های عمومی مطابق با نیازهای مراجعین است. کتابخانه به عنوان یک مرکز
برقراری ارتباط برای تمام گروههای جامعه بوده و علاوه بر استفاده از روشهای نسبی
فراهم کردن کتاب ، می تواند دارای بخشهای مطالعه ی مروری، بخش پرسشها و پیشنهادات
شهروندان، یک غذاخوری امکانات گوش دادن به موسیقی، اتاقهای تفریحی و جلسات، و
صندلیهای مطالعه برای گروهها و افراد دیگر باشد.
امکانات دیگر از قبیل وجود کتابخانه ی موسیقی، کتابخانه برای امانت دادن آثار هنری
و سرویش متحرک برای امانت دادن، هم لازم می باشد. علاوه بر کتاب و روزنامه، ارائه
ماهنامه ها و هفته نامه ها، بروشورها، بازی یا وسایل اطلاع رسانی جدید (ویدئو- نرم
افراز – کامپیوتر شخصی) برای استفاده در کتابخانه یا امانت گرفتن وجود دارد.
طراحی اتاق باید به گونه ای باشد که کودکان، بزرگسالان و جوانان را به خور جلب کند
تا وقت خود را در فضاهای مجزا با پلان باز که مطالعات در آنجا انجام می شود
بگذراند. مساحت زیر بنا به میزان اندازه مجموعه بستگی دارد. برای هر ۱۰۰۰۰ واحد ابزار اطلاع رسانی باید زمینی
به مساحت ۳۰۰ متر مربع و قابل استفاده در مجموع در
نظر گرفت. هدف از این کار فراهم کردن حداقل ابزار اطلاع رسانی به ازاء هر فرد می
باشد. معمولاً در طراحی کتابخانه ، باید به استفاده از بخشهای عمومی و باز قابل
توسعه و چند منظوره به شکل مربع که به صورت افقی سازماندهی شده اند و دارای ورودی
جذاب و زیبایی هستند توجه کرد. مکانهای مورد استفاده برای بزرگسالان می تواند
دارای ۵ یا ۶ قفسه (حداکثر دسترسی، ۸۰/۱
متر) و محلهای مخصوص کودکان ۴
قفسه با ارتفاع دسترسی حدود ۲/۱
متر باشد. طول راهروهای قفسه ها نباید بیش از ۳ متر بوده و باید محلهایی برای نمایش و قرار دادن کتابها داشته
باشند. جابجایی کتابها باید با چرخهای دستی مخصوص به طول * عرض * ارتفاع: ۵۰۰*۹۹۰ * ۹۲۰ صورت گیرد. آسانسور حمل وسایل باید
در قسمت ورودی ارائه خدمات بوده و کتابخانه های بزرگتر باید دارای وسایلی برای حمل
کتابها باشند.
میزان فضاهای کتابخانه
عوامل مؤثر بر تخصیص میزان فضاهای
کتابخانه عبارتند از حجم مواد ومتون و بخصوص کتابها، میزان سطح که در کتابخانه
اشغال میکنندو میزان جمعیت کتابخانه که از طریق میزان گردش کتابها در سال تعیین
میگردد.
فضای مورد میاز برای محاسبه زیربنای یک کتابخانه طبق فرمولی بنام VSC استاندارد IFLA به دست میآید.
(۱۱۰ / تعداد کتابها) + (مقدار محلهای نشستن
+ ۷۲/۳) + (۴۳۰ / گردش کتابها) مثلا برای جا دادن ۱۱۰ کتاب یک متر مربع در نظر گرفته میشود.
محل نشستن یک خواننده ۷۲/۳ متراست.
ابعاد و استانداردهای پیشخوان و برگه دان : حداکثر ارتفاع قفسههای فهرست معمولا به اندازه ارتفاع ۶ کشو است و در هر کشو نیز در حدود ۱۰۰ کارت جای میگیرد. فهرست معمولا در ارتباط مستقیم با میز امانت و میز اطلاعات مرجع قرار دارند و اغلب در مجاورت آنها مجموعهای از کتابهای مرجع عمومی یا موارد استفاده همگانی نیز قرار میگیرند. از این رو محل قرارگیری فهرستها معمولا فضایی باز است که در نزدیک ورودی قرار دارد و بوسیله ردیفهایی از قفسههای فهرستها و پیشخوان بررسی و جستجو کشوها تشکیل شده است. وسعت چنین محلی برای ۴ ردیف قفسههای دو طرفه در حدود ۱۲ متر مربع برآورد میشود.
استاندارد ابعاد قفسه ها – عمق قفسهها: در
اغلبکتابخانهها حداقل ۹۰%
کتابها دارای عرضی کمتر از ۲۳۰
میلیمتر هستند و عملا میتوان قفسههای با عمق ۲۳۰-۲۰۰ میلیمتر را استاندارد کرد. در صورت
بکارگیری قفسههای دو طرفه با عمق ۴۵۰ میلیمتر حتی صرفهحویی بیشتری در فضا به عمل میآید.
چنانچه نگهداری کتابهایی با ابعاد کمی بزرگتر مورد نظر
باشد عمق ۴۹۰
میلیمتر جوابگوست. طبق یک قاعده تجربی در یک کتابخانه ۸۰% قفسهها ۲۰۰ میلیمتری، ۱۵% آنها ۲۵۰ میلیمتری و ۵%
باقیمانده ۳۰ میلیمتر هستند.
طول قفسهها: طول استاندارد سالها برابر ۱۹۴۰ میلیمتر بوده است. زیرا که پذیرفته
شده بود که چشم خواننده توانایی دربرگرفتن بیش از این اندازه در یک نگاه ندارد.
مطالعات بعدی اندازه بزرگتر تا ۲۲۲۰- میلیمتر
را نیز تایید کرد.
ارتفاع قفسهها: ارتفاع کتابها بر فاصله میان طبقات و در
نتیجه تعداد طبقات تاثیر میگذارد. در اکثر کتابخانهها حداقل ۹۰% کتابها را میتوان در طبقات مرکز تا
مرکز ۲۸۰ میلیمتر جای داد. به این ترتیب ۷ طبقه و یک پاخور ۱۵۰ میلیمتری مجموعا ارتفاع ۲۱۲۰ میلیمتر را برای قفسهها به وجود میآورند
که بالاترین قفسه در ارتفاع ۱۸۳۰
میلیمتری با دسترسی آسان قرار میگیرد. در مورد معلولین ارتفاع مناسب و دسترسی ۱۳۷۰ میلیمتر برای زنان و ۱۵۰۰ میلیمتر برای مردان است. پایینترین
طبقه در ارتفاع ۳۰۰ میلیمتری
است و چهار طبقه ۲۸۰
میلیمتری (۳۰۰ میلیمتری)
به درون آن میباشد.
استاندارد میزها: میزها از جمله مهمترین وسائل فضاهای
مطالعه هستند.
میزهای یک نفره: رقم قابل قبول برای این میزها ۹۰۰×۶۰۰ میلیمتر میباشد. این رقم گاهی برای راحتی بیشتر خواننده تا یک متر نیز افزایش
مییابد. اگر چه جذابیت بیشتری دارند ولی جای زیادی اشغال میکنند.
میزهای ۲ نفره: میزهای ۲ نفرهای که از هم جدا نشدهاند ظاهرا
برای خوانندگانی که روبروی هم قرار میگیرند جذابیت چندانی ندارند ولی در صورت
قرارگیری در یک سمت ابعاد پیشنهادی ۹۰۰×۱۲۰ میلیمتر میباشد.
میزهای طولانی: میزهای طولانی قابلیبت جای دادن ۴ تا ۱۲ نفر را دارند. میزهای ۴ نفره از بروز شلوغی جلوگیری کرده و در عین حال نحوه قرارگیری
آنها جذاب و انعطافپذیر نیز میباشند. عرض آنها نباید از ۱۲۰۰ میلیمتر کمتر باشد. فضای جانبی میان
خوانندگان نیز لازم است حداقل ۹۰۰
میلیمتر باشد. بین میزهای موازی باید حداقل ۱۸۰۰ میلیمتر فاصله پیشبینی شود. در عین حال نباید در انتهای این
میزها محلی را برای نشستن در نظر گرفت.
نورپردازی : نورپردازی باید فضائی راحت برای مطالعه را به وجود
آورد. موجب خیرگی و خستگی نشود، میزان گرما را افزایش ندهد و به جلوه ساختمان
بیفزاید، جهت برآوردن موارد ذکر شده دو نوع نور وجود دارد: نور مصنوعی و نور طبیعی.
نور پروژه هم از نور طبیعی و هم از نور مصنوعی سقفی
استفاده شده است.
روشنایی توصیه شده:
اتاقهای مطالعه روزنامه و مجلات( ۲۰۰ )
میزهای مطالعه کتابخانههای امانی( ۴۰۰ )
میزهای مطالعه کتابخانههای مرجع( ۶۰۰ )
پیشخوانها ۶۰۰
مخزان بسته ۱۰۰
صحافی ۶۰۰
فهرستبندی طبقهبندی و اتاقهای مخزن ۴۰۰
آکوستیک : هیچ استاندارد مشخصی در مورد آکوستیک کتابخانه وجود ندارد اما اغلب حد تراز صداهای داخلی را ۵۰ دسیبل (dB) تعیین میکنند.
تهویه مطبوع : به منظور ایجاد بهترین شرایط برای نگهداری مواد و فنون فضا باید عاری از هر گونه گرد و غبار اعم از گاز، مایع و اسید باشد و دما و رطوبت تحت کنترل باشد، چنین شرایطی تنها با نصب دستگاه کامل تهویه مطبوع امکانپذیر است.
برگرفته شده از :
http://www.memarblog.com
خانه های دانشگاهی، اتاقی برای کتب
مرجع فراهم می شوند. همچنین امکان دارد، در تالارهای مطالعه، پیشخوانهایی برای
امانت گرفتن از قفسه های بسته و یا دسترسی آزاد به قفسه های باز مجلات، کتب و
منابع آموزشی که جداگانه ارائه می شوند وجود داشته باشد. بجز کتابها و مجلات،
تقریباً همه نوع ابراز اطلاع رسانی گرد آوری شده، برای استفاده در دسترس قرار می
گیرند. تعداد مکانهای مطالعه به تعداد دانشجویان هر رشته بستگی دارد. اطلاعات بر
حسب موضوع و با نظم خاصی مرتب می شوند. خدمات ارائه شده شامل امانت گرفتن و
استفاده از کتاب در داخل کتابخانه فتوکپی مطالعه و چاپ میکروفرمها (میکروفیلم و
میکروفیش ) است.
همچنین، انجام تحقیقات علمی و عملی با استفاده از پایگاه
داده های ذخیره ای بر روی CD –
ROM امکان پذیر می باشد.
قفسه ی کتابخانه های دانشگاهی، در دو ردیف یک یا دو طرفه
سازماندهی می شود. سیستم یک طرفه به صورت مرکزی اداره می گردد (آماده کردن کتاب و
ارائه خدمات) و معمولاً قفسه های مربوط به یک موضوع یا رشته ی جداگانه ی بسیار کمی
دارد. سیستم دو طرفه، شامل یک کتابخانه ی مرکزی با تعداد زیادی کتابخانه های
دانشکده ای ، موضوعی و آموزشگاهی است.
در تالارهای مطالعه، ردیف کتابها در قفسه های
باز یا مخازنی در دست (با قفسه هایی به فاصله ی مشابه
مخازن بسته) به علاوه ی مخازن بسته با دسترسی محدود قرار دارد. چنین ترتیبی به
اشکال مختلف، تقریباً در تمام کتابخانه های دانشگاهی مشاهده می شود. شیوه ی امانت
گرفتن و استفاده از کتب مرجع (دسترسی به قفسه های باز و بسته) به نوع سازماندهی
کتابها بستگی دارد یعنی اهداف کتابخانه ها و شکل ساختمانها اغلب نقش مهمی را در
این زمینه ایفا می کنند. تعداد قفسه های کتاب به نوع سازماندهی، قابلیت دسترس بودن
برای مراجعین، نوع قفسه بندی (ثابت یا متحرک) روش مرتب کردن موضوعات در دسترس و
شیوه ی کار گذاری آن، جدا بودن قطعات مختلف و نیز شبکه ساختاری ساختمان بستگی دارد.
مناطق تالار مطالعه، به همراه فضایی برای کار و خواندن
کتاب باید به راحتی در دسترس باشد و در نتیجه، تا حد امکان سطح کمتری را اشغال
نماید. این شرایط در جابجایی کتاب هم (موثر است). در کتابخانه ها، باید سیستم
تابلوهای علایم واضح با حالت خوانا وجود داشته باشد تا قفسه های کتاب، و محل ارائه
خدمات را نشان دهد. از بکار گیری کتابهای افست باید جلوگیری شود. برای افراد
معمولی، دسترسی به محلهای استفاده از کتاب و تالار مطالعه در طبقات مختلف باید از
طریق پلکانی صوت گیرد اما برای معلولین، و جابجایی کتاب برای این دسته از افراد
باید از آسانسور استفاده کرد. پهنای مسیرهای چرخش باید بیشتر از 2/1 و پهنای فضای
باز بین قفسه ها حداقل 3/1 تا 4/1 متر (یا براساس مقررات محل) باشد. باید حتی
الامکان از تداخل و تقاطع مسیرهای مراجعین یا مسئولین کتابخانه و جابجایی کتابها
جلوگیری گردد. دسترسی به تالارهای مطالعه می تواند از طریق درهای کنترل شده ی
مجهز به تجهیزات ایمنی و در صورت امکان، نهاد یک ورودی و خروجی می باشد. به خاطر
دلایل عملی، درهای کنترلی باید نزدیک میز امانت / قسمت مرکزی اطلاعات کتابخانه
واقع شوند.
vBulletin v3.8.6, Copyright © 2000-
در کتابخانه های
دانشگاهی، اتاقی برای کتب مرجع فراهم می شوند. همچنین امکان دارد، در تالارهای
مطالعه، پیشخوانهایی برای امانت گرفتن از قفسه های بسته و یا دسترسی آزاد به قفسه
های باز مجلات، کتب و منابع آموزشی که جداگانه ارائه می شوند وجود داشته باشد. بجز
کتابها و مجلات، تقریباً همه نوع ابراز اطلاع رسانی گرد آوری شده، برای استفاده در
دسترس قرار می گیرند. تعداد مکانهای مطالعه به تعداد دانشجویان هر رشته بستگی
دارد. اطلاعات بر حسب موضوع و با نظم خاصی مرتب می شوند. خدمات ارائه شده شامل
امانت گرفتن و استفاده از کتاب در داخل کتابخانه فتوکپی مطالعه و چاپ میکروفرمها
(میکروفیلم و میکروفیش ) است.
همچنین، انجام تحقیقات علمی و عملی با استفاده از پایگاه
داده های ذخیره ای بر روی CD – ROM امکان پذیر می باشد.
قفسه ی کتابخانه های دانشگاهی، در دو ردیف یک یا دو طرفه
سازماندهی می شود. سیستم یک طرفه به صورت مرکزی اداره می گردد (آماده کردن کتاب و
ارائه خدمات) و معمولاً قفسه های مربوط به یک موضوع یا رشته ی جداگانه ی بسیار کمی
دارد. سیستم دو طرفه، شامل یک کتابخانه ی مرکزی با تعداد زیادی کتابخانه های
دانشکده ای ، موضوعی و آموزشگاهی است.
در تالارهای مطالعه، ردیف کتابها در قفسه های
باز یا مخازنی در دست (با قفسه هایی به فاصله ی مشابه
مخازن بسته) به علاوه ی مخازن بسته با دسترسی محدود قرار دارد. چنین ترتیبی به
اشکال مختلف، تقریباً در تمام کتابخانه های دانشگاهی مشاهده می شود. شیوه ی امانت
گرفتن و استفاده از کتب مرجع (دسترسی به قفسه های باز و بسته) به نوع سازماندهی
کتابها بستگی دارد یعنی اهداف کتابخانه ها و شکل ساختمانها اغلب نقش مهمی را در
این زمینه ایفا می کنند. تعداد قفسه های کتاب به نوع سازماندهی، قابلیت دسترس بودن
برای مراجعین، نوع قفسه بندی (ثابت یا متحرک) روش مرتب کردن موضوعات در دسترس و
شیوه ی کار گذاری آن، جدا بودن قطعات مختلف و نیز شبکه ساختاری ساختمان بستگی دارد.
مناطق تالار مطالعه، به همراه فضایی برای کار و خواندن
کتاب باید به راحتی در دسترس باشد و در نتیجه، تا حد امکان سطح کمتری را اشغال
نماید. این شرایط در جابجایی کتاب هم (موثر است). در کتابخانه ها، باید سیستم
تابلوهای علایم واضح با حالت خوانا وجود داشته باشد تا قفسه های کتاب، و محل ارائه
خدمات را نشان دهد. از بکار گیری کتابهای افست باید جلوگیری شود. برای افراد
معمولی، دسترسی به محلهای استفاده از کتاب و تالار مطالعه در طبقات مختلف باید از
طریق پلکانی صوت گیرد اما برای معلولین، و جابجایی کتاب برای این دسته از افراد
باید از آسانسور استفاده کرد. پهنای مسیرهای چرخش باید بیشتر از 2/1 و پهنای فضای
باز بین قفسه ها حداقل 3/1 تا 4/1 متر (یا براساس مقررات محل) باشد. باید حتی
الامکان از تداخل و تقاطع مسیرهای مراجعین یا مسئولین کتابخانه و جابجایی کتابها
جلوگیری گردد.
دسترسی به تالارهای مطالعه می تواند از طریق درهای کنترل
شده ی مجهز به تجهیزات ایمنی و در صورت امکان، نهاد یک ورودی و خروجی می باشد. به
خاطر دلایل عملی، درهای کنترلی باید نزدیک میز امانكتابخانه بينشان ملي1
ن
Three
things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند
Dreams
رویاها
Success
موفقیت ها
Fortune
شانس
«»«»««»»««»»««»«»
Three things in life that, once gone, never come back
سه چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند
Time
زمان
Words
گفتار
Opportunity
موقعیت
«»«»«»«»«»«»«»«»«»
Three things that destroy us
سه چیز ما را نابود می کنند
Arrogance
تکبر
Greed
زیاده طلبی
Anger
عصبانیت
«»«»«»«»«»«»«»«»
Three things that
humans make
سه چیز انسانها را می سازند
Hard Work
کار سخت
Sincerity
صمیمیت
Commitment
تعهد
Three things
in life that are most valuable
سه چیز بسیار ارزشمند در زندگی
Love
عشق
Self-Confidence
اعتماد به نفس
Friends
دوستان
«»«»«»«»«»«»«»«»«»
Three things in life
that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد
Peace
آرامش
Hope
امید
Honesty
صداقت
Happiness in our lives has three primary principles
خوشبختی زندگی ا بر سه اصل است
Experience Yesterday
تجربه از دیروز
Use Today
استفاده از امروز
Hope Tomorrow
امید به فردا
Ruin our lives is the three principles
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است
Regret Yesterday
حسرت دیروز
Waste Today
اتلاف امروز
Fear of Tomorrow
ترس از فردا
|
The competition for National Library of Iran was held in spring 1995 by the ministry of Housing and Urban Development. N.J.P consultants won the second prize in this competition. " Watch the angel running after the devil The competition for National Library of Iran was held in spring 1995 by the ministry of Housing and Urban Development. N.J.P consultants won the second prize in this competition. " Watch the angel running after the devil The competition for National Library of Iran was held in spring 1995 by the ministry of Housing and Urban Development. N.J.P consultants won the second prize in this competition. " Watch the angel running after the devil
|
مقدمه
بيونيک در لغت به معناي ( زيستار شناختي) يا ( به کار گيري اندام هاي ساختگي طبيعت) است که نخستين بار اين واژه توسط دانشمند آمريکايي سرگرد جک استيل افسر هنگ هوانوردي ارتش آمريکا در سال 1959 به کار برده شد. وي علم سيستم هايي را که شالوده ي آنها سيستم هاي زنده است يا خصوصيات سيستم هاي زنده را دارند يا به سيستم هاي زنده مي مانند را علم بيونيک ناميد .
. تشابه واژه ي بيونيک به بيولوژي، انسان را متوجه اين حقيقت مي کند که بيونيک علمي مرتبط با طبيعت و موجودات زنده است . در حقيقت بيونيک به کنکاش در طبيعت و موجودات زنده مي پردازد . تا با کشف روابط موجود بتواند آنها را در فن آوري مورد استفاده قرار دهد .يا به عبارت ديگر مي توان آن را هنر استفاده از دانش سيستم هاي زنده در حل مسائل فني دانست
امروزه بيونيک تنها به سازوکار نظام هايي که برپايه ي سيستم هاي زنده اند نمي پردازد بلکه به تحليل هر الگوي کار بردي موجود در طبيعت که قابليت بر آوردن نيازهاي ما و حل مسائل فني را داشته باشد، عنايت دارد .
معماري بيونيک والهام از طبيعت
بشراز ابتدا سعي داشته است براي ساخت وطراحي مکانها و وسايل مورد نياز خود از طبيعت ومحيط زيست اطراف خود الهام گيرد . به عنوان مثال ، ساختمان بدن خفاش براي لئوناردو داوينچي ايده اي بود که بتواند ماشين پرنده را طراحي کند . يا نيروي عضلاني و در عين حال سرعت زياد دولفينها جرقه اي براي ساختمان زير دريايي بود .
با تارهايي که عنکبوتها مي بافند براي ساخت نمايشگاه ( مونترال ) اثرفراي اتو ، به کار گرفته شد.در واقع عنکبوتها با بافت تارهايي به استحکام پولاد خانه مي سازند، زنبورها بارعايت کليدي قوانين هندسي پناهگاهي امن ومطمئن براي خود طراحي مي کنند ، موريانه هايي که خانه هاي خودرا در بيابان ودر هواي بسيار گرم مي سازند تلاش مي کنند با کندن راهرويي پيچيده در خاک با سيستم گرمايي وتهويه ، داخل لانه هاي خود را خنک نگه دارند . اينها همه معماران طبيعت هستند .به طور کلي بيونيک ومعماري بيونيک علمي است که به الهام يابي فني از ساختمان ها رفتارها وارتباطات گوناگون عالم جانداران مي پردازد. امروزه بشر با ساخت مدل هاي واقعي معماري ملهم از طبيعت با قدرت خلاقيت و سازندگي طبيعت به رقابت برخواسته است
ذهنيت ارگانيک وبيونيک مهمترين روند قرن بيستم بوده وساليوان ،رايت ولوکوربوزيه همگي روي تشابهات بيولوژيکي کار مي کردند .
عوامل مورد توجه درطراحي به قرار زير است :
- طبيعت به عنوان عامل الهام .
- انسان به عنوان اصلي ترين محور طراحي که استفاده کننده صرف از اين فضاست .
- انسان به عنوان موجودي خلاق که در تکاپوي کشف ناشناخته هاست.
- انسان به عنوان موجودي با نيازهاي متفاوت روحي وجسمي
- محيط به عنوان ميراث بشري ما که همه به يک اندازه در آن سهيم اند
- فن آوري به عنوان راه حلي در طراحي و نه غايت آن.
درزيربه بررسي اجمالي چند الگو ي طبيعي مورد توجه درروند طراحي مي پردازيم :
1- بدن انسان : باشکل منحصر به فرد و تشکيل شدن آن از قسمتهاي متعدد ومتمايز به انسان اولين قانون ترکيب را آموخته است . وحدت در عين گوناگوني استفاده از بدن انسان در طراحي چه آگاهانه باشد يا نه ،بخش اساسي از همه ي تمدنهاي بشري بدون توجه به دوره و مکان ، آنها را تشکيل داده است .
2 – حيوانات : استفاده از خصوصيات شکل وفرم بدن حيوانات مختلف به طراحان اين توانايي را داده تا با تقليد سمبليک به ايجاد ارتباط بين ايده هاي خود و ارزشهاي جامعه بپردازند .صفات مشخصه حيوانات و استفاده از اجزاي بدن آنها ( بال، پنجه ،پوست و.....) در ساخت بناها به منظور دست يابي به شکل جادوئي صورت پذيرفته است . فرم هاي مورد توجه حيوانات را مي توان از فرم دفاعي بدن لاک پشت تا فرمهاي سيال بدن پرندگان وآبزيان ويا شکل مارپيچ بدن حلزون و ... نام برد .
3- عوارض زمين شناختي : هميشه شکل وساختار زمين وگوناگوني فرم هاي حاصل از نيروهاي طبيعي بر پيکر بيجان زمين الهام بخش ساخت وسازهاي انساني بوده ، از طاقهاي آونگ چند هزار ساله گرفته تا فرمهاي سيال غير خطي در معماري امروز که بيانگر ناپايداري والتهاب ارزشها در جامعه است .
4-گلها : مدل هاي مرکز گراي گلها نه تنها به معماران ايده هاي بي پاياني از فرمهاي تزئيني مي دهد ، بلکه اصول توزيعي وارگانيسم هاي طبيعي شکل گرفته بر اساس محور عمودي بافرمهاي متنوعي از ساختارهاي لايه ، لايه اي هم پوشاننده آرايشي از چيدمان گل برگها حول محور مرکزي وگسترش عمودي را به نمايش مي گذارند
. تحليل اجمالي نمونه هايي از معماري بيونيک
شهرک علوم وفنون( city of arts & sciences) :
باوسعتي بالغ بر 350هزار متر مربع در والنسياي اسپانيا قرار دارد . اين بنا شامل بخشهاي مختلفي از جمله آسمان نما، موزه ي علوم ،ساختمان پارکينگ وکاخ هنر است.
کالا تراوا مي گويد:از آنجا که اين سايت به دريا نزديک است ووالنسيا خشک ، تصميم گرفتم از آب به عنوان انعکاس دهنده ي معماري وبعنوان عنصري شاخص در سايت استفاده کنم . استخر هاي کم عمقي اطراف ساختمان را فرا گرفته اند . از جمله نکات جالب توجه اين بنا ميتوان به ورودي هاي بخش مترو وپل الامدا اشاره کرد .ارتفاع سايبانهاي قسمت ورودي که به وسيله ي بازوهاي هيدروليکي قابل تنظيم است تازمين امتداد مي يابد وچون ورودي در زير زمين است باعث بسته شدن آن در مواقع ضروري مي شود .علاوه بر خصوصيات سازه اي ،در بخش آسمان نما از فرم چشم الهام گرفته شده است .
برج مسکوني تورنينگ تورسو( turning Torso ) :
اين برج ، معروف به پيکره ي مارپيچ 190متر ارتفاع دارد واز بتون وفولاد ساخته شده است .طرح برج حالت تنديس گونه اي دارد و از مقطع تا بالا ترين قسمت 90 درجه چرخيده وهر طبقه به صورت قطعه اي مجزا طراحي شده است .ايده ي اوليه ي طرح ملهم از ستون فقرات انسان بوده واين اثر را در جرگه بيونيک چرخشي قرار مي دهد .
موزه ي هنر ميلواکي( Milwaukee art Museum) :
ساخت اين بنا به مساحت 13000 متر مربع در سال 1994 آغاز شد ودر سال 2004 خاتمه يافت .هنگام عبور از خيابان ويسکانسين شهر ميلواکي با قايق سواري در ميشيگان با سازهاي غول پيکر وسفيد رنگ مواجه مي شويم که بالاي ساختمان شفاف وسفيدي قرار گرفته ومانند پرنده اي بالهاي خود را بازو بسته مي کند . اين سازه را که روي قسمت الحاقي به موزه قرار گرفته است سايبان مي نامند .اين ترکيب پيچيده ي معماري وسازه از حالت بال زدن پرندگان ملهم شده است . بازوبسته شدن بال پرنده پيچيده ترين وبحراني ترين بخش کار است ودرصورتي که از کنترل خارج شود خسارتهاي هنگفتي به بار خواهد آورد . به همين خاطر سيستمهاي کنترل بال پرنده با دقت زياد و پيش بيني همه ي موارد طراحي شده اند .
برج بيونيک ( Bionic Tower) :
با افزايش جمعيت و با طراحي آسمان خراشها شهر ها در جهت عمودي گسترش يافتند . اين ساختمانها به علت محدوديتهاي تکنولوژيکي وطبيعت غير انساني خود پاسخگوي نيازهاي بشر در شهرهاي عمودي نبودند ، اما در سال 1931 با ساخت بناي امپاير استيت (برج بيونيک)به ارتفاع 380 متر شهر عمودي بر اساس مدلهاي طبيعي از قبيل سبکي واستحکام استخوانهاي پرندگان ،انعطاف پذيري ساختار سبزيجات ورشد بر اساس مدل طبيعي ساختار يک درخت وريشه هاي پراکنده ي آن طراحي شد و بدين ترتيب به محدوديتهاي موجود در چنين شهر هايي پاسخ داده شد. مدل ساختاري برج بيونيک عمدتأ از تحليل عالي تغييرات ساختاري موجود در سبزيجات الهام گرفته مي شود که حد مرز ارتفاعي معمول را به طرز قابل توجهي افزايش مي دهد . اين بنا از ستونهايي تشکيل شده که مانند آنجه در آوند گياهان اتفاق مي افتد وظيفه حمل وجابجايي ساکنان ،آب ،انواع مختلف سيالات موجود وانرژي لازم براي کل مجموعه را بر عهده دارند . ساختار اين ستونها با غشاي نازک و پيچ وتاب خورده اي شکل گرفته واطرافش با بتونهاي خاص پوشيده شده که در نهايت به شکل کپسول در آمده است و باعث بالا رفتن استحکام مجموعه و همچنين قابليت انعطاف در برابر بار غير متمرکز و بي نظم فشار باد مي شود . پوسته ي خارجي برج از آشيانه ي پرندگان الهام گرفته شده ودر عين رخنه پذير بودن مستحکم نيز هست . اين ويژگي اجازه مي دهد هواي طبيعي کنترل شده ونور وارد مجموعه شود . فوندانسيون شناور وسيستم زد زلزله ي آن نيز از خاصيت منحصر به فرد ريشه هاي درختان بزرگ الهام گرفته است .
آثار برتر بيونيک :